hardcard

[ایالات متحده]/ˈhɑːdkɑːd/
[بریتانیا]/ˈhɑrdˌkɑrd/

ترجمه

n. نوعی کارت شناسایی یا دسترسی بادوام
شکل‌های واژه
جمعhardcards

عبارات و ترکیب‌ها

hardcard reader

خواننده کارت سخت

hardcard access

دسترسی به کارت سخت

hardcard storage

ذخیره سازی کارت سخت

hardcard backup

پشتیبان گیری کارت سخت

hardcard system

سیستم کارت سخت

hardcard interface

رابط کارت سخت

hardcard upgrade

ارتقاء کارت سخت

hardcard format

فرمت کارت سخت

hardcard installation

نصب کارت سخت

hardcard configuration

تنظیمات کارت سخت

جملات نمونه

she saved all her important files on a hardcard.

او تمام فایل‌های مهم خود را روی یک هارددیسک ذخیره کرد.

the hardcard can store a large amount of data.

هارددیسک می‌تواند مقدار زیادی داده را ذخیره کند.

make sure to back up your data on a hardcard.

مطمئن شوید که داده‌های خود را روی یک هارددیسک پشتیبان‌گیری کنید.

he bought a new hardcard for his computer.

او یک هارددیسک جدید برای کامپیوترش خرید.

using a hardcard is essential for data security.

استفاده از هارددیسک برای امنیت داده‌ها ضروری است.

she transferred all her photos to a hardcard.

او تمام عکس‌های خود را به یک هارددیسک منتقل کرد.

the hardcard was corrupted, and i lost my files.

هارددیسک خراب شد و من فایل‌هایم را از دست دادم.

he is an expert in repairing hardcards.

او در تعمیر هارددیسک متخصص است.

they are developing a new type of hardcard.

آنها در حال توسعه یک نوع جدید هارددیسک هستند.

my hardcard has a faster read and write speed.

هارددیسک من سرعت خواندن و نوشتن سریع‌تری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید