| جمع | hardcards |
hardcard reader
خواننده کارت سخت
hardcard access
دسترسی به کارت سخت
hardcard storage
ذخیره سازی کارت سخت
hardcard backup
پشتیبان گیری کارت سخت
hardcard system
سیستم کارت سخت
hardcard interface
رابط کارت سخت
hardcard upgrade
ارتقاء کارت سخت
hardcard format
فرمت کارت سخت
hardcard installation
نصب کارت سخت
hardcard configuration
تنظیمات کارت سخت
she saved all her important files on a hardcard.
او تمام فایلهای مهم خود را روی یک هارددیسک ذخیره کرد.
the hardcard can store a large amount of data.
هارددیسک میتواند مقدار زیادی داده را ذخیره کند.
make sure to back up your data on a hardcard.
مطمئن شوید که دادههای خود را روی یک هارددیسک پشتیبانگیری کنید.
he bought a new hardcard for his computer.
او یک هارددیسک جدید برای کامپیوترش خرید.
using a hardcard is essential for data security.
استفاده از هارددیسک برای امنیت دادهها ضروری است.
she transferred all her photos to a hardcard.
او تمام عکسهای خود را به یک هارددیسک منتقل کرد.
the hardcard was corrupted, and i lost my files.
هارددیسک خراب شد و من فایلهایم را از دست دادم.
he is an expert in repairing hardcards.
او در تعمیر هارددیسک متخصص است.
they are developing a new type of hardcard.
آنها در حال توسعه یک نوع جدید هارددیسک هستند.
my hardcard has a faster read and write speed.
هارددیسک من سرعت خواندن و نوشتن سریعتری دارد.
hardcard reader
خواننده کارت سخت
hardcard access
دسترسی به کارت سخت
hardcard storage
ذخیره سازی کارت سخت
hardcard backup
پشتیبان گیری کارت سخت
hardcard system
سیستم کارت سخت
hardcard interface
رابط کارت سخت
hardcard upgrade
ارتقاء کارت سخت
hardcard format
فرمت کارت سخت
hardcard installation
نصب کارت سخت
hardcard configuration
تنظیمات کارت سخت
she saved all her important files on a hardcard.
او تمام فایلهای مهم خود را روی یک هارددیسک ذخیره کرد.
the hardcard can store a large amount of data.
هارددیسک میتواند مقدار زیادی داده را ذخیره کند.
make sure to back up your data on a hardcard.
مطمئن شوید که دادههای خود را روی یک هارددیسک پشتیبانگیری کنید.
he bought a new hardcard for his computer.
او یک هارددیسک جدید برای کامپیوترش خرید.
using a hardcard is essential for data security.
استفاده از هارددیسک برای امنیت دادهها ضروری است.
she transferred all her photos to a hardcard.
او تمام عکسهای خود را به یک هارددیسک منتقل کرد.
the hardcard was corrupted, and i lost my files.
هارددیسک خراب شد و من فایلهایم را از دست دادم.
he is an expert in repairing hardcards.
او در تعمیر هارددیسک متخصص است.
they are developing a new type of hardcard.
آنها در حال توسعه یک نوع جدید هارددیسک هستند.
my hardcard has a faster read and write speed.
هارددیسک من سرعت خواندن و نوشتن سریعتری دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید