hardtack

[ایالات متحده]/ˈhɑːdtæk/
[بریتانیا]/ˈhɑːrdˌtæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیسکویت یا نان سخت و خشک؛ نان سخت
Word Forms
جمعhardtacks

عبارات و ترکیب‌ها

hardtack biscuit

بیسکویت هاردتک

hardtack bread

نان هاردتک

hardtack ration

سهمیه هاردتک

hardtack supply

تامین هاردتک

hardtack meal

وعده غذایی هاردتک

hardtack storage

ذخیره سازی هاردتک

hardtack recipe

دستور تهیه هاردتک

hardtack box

جعبه هاردتک

hardtack history

تاریخچه هاردتک

hardtack preparation

آماده سازی هاردتک

جملات نمونه

during the long voyage, sailors often relied on hardtack for sustenance.

در طول سفر طولانی، ملوانان اغلب برای تامین غذا به هاردتک متکی بودند.

hardtack is known for its durability and can last for years.

هاردتک به دلیل دوامش شناخته شده است و می تواند سال ها دوام بیاورد.

many soldiers carried hardtack as part of their rations.

بسیاری از سربازان هاردتک را به عنوان بخشی از رتبه بندی خود حمل می کردند.

to soften hardtack, some people soak it in water or soup.

برای نرم کردن هاردتک، برخی افراد آن را در آب یا سوپ خیس می کنند.

hardtack was a staple food for explorers in the past.

هاردتک یک غذای اصلی برای کاوشگران در گذشته بود.

in survival situations, hardtack can be a valuable food source.

در شرایط بقا، هاردتک می تواند یک منبع غذایی ارزشمند باشد.

hardtack is often associated with naval history.

هاردتک اغلب با تاریخ نیروی دریایی مرتبط است.

some people enjoy the crunchiness of hardtack as a snack.

برخی افراد از تردی هاردتک به عنوان یک میان وعده لذت می برند.

making hardtack is a simple process that requires minimal ingredients.

تهیه هاردتک یک فرآیند ساده است که به مواد اولیه کمی نیاز دارد.

hardtack can be found in historical reenactments and museums.

هاردتک را می توان در بازسازی های تاریخی و موزه ها یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید