hardtail

[ایالات متحده]/ˈhɑːrˌteɪl/
[بریتانیا]/ˈhɑrdˌteɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی دوچرخه با انتهای پشتی ثابت

عبارات و ترکیب‌ها

hardtail bike

دوچرخه هاردتل

hardtail mountain

کوه هاردتل

hardtail frame

فریم هاردتل

hardtail design

طراحی هاردتل

hardtail rider

راننده هاردتل

hardtail setup

تنظیمات هاردتل

hardtail style

سبک هاردتل

hardtail performance

عملکرد هاردتل

hardtail advantages

مزایای هاردتل

hardtail trails

مسیرهای هاردتل

جملات نمونه

i prefer riding my hardtail on mountain trails.

من ترجیح می‌دهم دوچرخه hardtail خود را در مسیرهای کوهستان سوار کنم.

the hardtail bike is great for beginners.

دوچرخه hardtail برای مبتدیان عالی است.

he upgraded his mountain bike to a new hardtail model.

او دوچرخه کوهستان خود را به مدل hardtail جدید ارتقا داد.

hardtail bikes are generally lighter than full-suspension bikes.

دوچرخه های hardtail معمولاً از دوچرخه های فول سوسپانسیون سبک تر هستند.

many cyclists enjoy the simplicity of a hardtail.

بسیاری از دوچرخه سواران از سادگی یک hardtail لذت می برند.

he took his hardtail to the bike park for some jumps.

او hardtail خود را برای انجام پرش به پارک دوچرخه برد.

the hardtail's design makes it more efficient on climbs.

طراحی hardtail باعث می شود در سربالایی ها کارآمدتر باشد.

she enjoys the stability of her hardtail during rides.

او از پایداری hardtail خود در هنگام دوچرخه سواری لذت می برد.

choosing a hardtail can save you money on maintenance.

انتخاب یک hardtail می تواند در هزینه های نگهداری به شما صرفه جویی کند.

hardtails are a popular choice for cross-country racing.

hardtail یک انتخاب محبوب برای مسابقات دوچرخه سواری کراس کانتری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید