hareem

[ایالات متحده]/həˈriːm/
[بریتانیا]/həˈrim/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همسران و کنیزان یک مرد مسلمان؛ بخش زنان در یک خانواده مسلمان؛ گروهی از حیوانات ماده که توسط یک نر کنترل می‌شوند
Word Forms
جمعhareems

عبارات و ترکیب‌ها

hareem palace

کاخ هارِم

hareem room

اتاق هارِم

hareem lifestyle

سبک زندگی هارِم

hareem culture

فرهنگ هارِم

hareem women

زنان هارِم

hareem rights

حقوق هارِم

hareem traditions

آداب و رسوم هارِم

hareem attire

لباس هارِم

hareem customs

رسوم هارِم

hareem history

تاریخ هارِم

جملات نمونه

the hareem of the sultan was known for its beauty.

گنجینه سلطان به خاطر زیبایی‌اش مشهور بود.

she dreamed of living in a hareem filled with luxury.

او رویای زندگی در گنجینه‌ای پر از تجمل را داشت.

the hareem was a symbol of wealth and power.

گنجینه نمادی از ثروت و قدرت بود.

in historical times, a hareem could include many wives.

در زمان‌های تاریخی، یک گنجینه می‌توانست شامل بسیاری از همسران باشد.

the hareem culture has fascinated many historians.

فرهنگ گنجینه بسیاری از مورخان را مجذوب خود کرده است.

he wrote a novel set in a hareem during the ottoman empire.

او رمانی درباره یک گنجینه در دوران امپراتوری عثمانی نوشت.

visitors were intrigued by the stories of the hareem.

بازدیدکنندگان از داستان‌های مربوط به گنجینه شیفته شدند.

the hareem was often a place of intrigue and politics.

گنجینه اغلب مکانی برای دسیسه و سیاست بود.

she learned about the traditions of the hareem from her grandmother.

او سنت‌های گنجینه را از مادربزرگش یاد گرفت.

the hareem lifestyle was both glamorous and restrictive.

سبک زندگی در گنجینه هم جذاب و هم محدود کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید