harijan

[ایالات متحده]/ˈhærɪdʒən/
[بریتانیا]/ˈhɑːrɪdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم خدا (اشاره به پایین‌ترین طبقه در جامعه هندی)
Word Forms
جمعharijans

عبارات و ترکیب‌ها

harijan community

جامعه هاریجان

harijan rights

حقوق هاریجان

harijan leader

رهبر هاریجان

harijan support

حمایت از هاریجان

harijan welfare

رفاه هاریجان

harijan education

آموزش هاریجان

harijan movement

جنبش هاریجان

harijan issues

مشکلات هاریجان

harijan heritage

میراث هاریجان

harijan identity

هویت هاریجان

جملات نمونه

harijan communities often face social challenges.

جامعه‌های هاریجان اغلب با چالش‌های اجتماعی روبرو هستند.

the government initiated programs to support harijan education.

دولت برنامه‌هایی را برای حمایت از آموزش هاریجان آغاز کرد.

many harijan families struggle with poverty.

خانواده‌های هاریجان بسیاری با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند.

harijan rights activists work tirelessly for equality.

فعالان حقوق هاریجان به طور خستگی‌ناپذیر برای برابری تلاش می‌کنند.

there are efforts to improve healthcare access for harijans.

تلاش‌هایی برای بهبود دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی برای هاریجان وجود دارد.

harijan culture is rich and diverse.

فرهنگ هاریجان غنی و متنوع است.

many people advocate for harijan employment opportunities.

بسیاری از مردم از ایجاد فرصت‌های شغلی برای هاریجان حمایت می‌کنند.

harijan children deserve access to quality education.

کودکان هاریجان حق دسترسی به آموزش با کیفیت را دارند.

the festival celebrated harijan traditions and heritage.

جشنواره به سنت‌ها و میراث هاریجان ادای احترام کرد.

harijan voices are increasingly heard in politics.

صدای هاریجان به طور فزاینده‌ای در سیاست شنیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید