harlotry

[ایالات متحده]/ˈhɑː.lə.tri/
[بریتانیا]/ˈhɑːr.lə.tri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شرکت در فعالیت جنسی به ازای پرداخت؛ فحشایی؛ وضعیت بودن یک هرزگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

harlotry laws

قوانین روسپی‌گری

harlotry practices

روش‌های روسپی‌گری

harlotry stigma

تبلیغ روسپی‌گری

harlotry issues

مشکلات روسپی‌گری

harlotry culture

فرهنگ روسپی‌گری

harlotry debate

بحث درباره روسپی‌گری

harlotry victims

قربانیان روسپی‌گری

harlotry services

خدمات روسپی‌گری

harlotry reform

اصلاح روسپی‌گری

harlotry awareness

آگاهی از روسپی‌گری

جملات نمونه

her life was marked by harlotry and scandal.

زندگی او با روسپی‌گری و رسوایی مشخص شده بود.

the novel explores themes of harlotry and redemption.

رمان مضامین روسپی‌گری و رستگاری را بررسی می‌کند.

he was criticized for his harlotry in the community.

او به خاطر روسپی‌گری‌اش در جامعه مورد انتقاد قرار گرفت.

many believe that harlotry is a choice driven by circumstances.

بسیاری معتقدند که روسپی‌گری یک انتخاب ناشی از شرایط است.

she wrote a book about the realities of harlotry.

او کتابی در مورد واقعیت‌های روسپی‌گری نوشت.

harlotry often leads to social stigma and isolation.

روسپی‌گری اغلب منجر به انگ اجتماعی و انزوا می‌شود.

the documentary shed light on the issue of harlotry.

مستند به مسئله روسپی‌گری نور افکند.

she sought to escape the cycle of harlotry.

او به دنبال فرار از چرخه روسپی‌گری بود.

harlotry was a common theme in ancient literature.

روسپی‌گری یک مضمون رایج در ادبیات باستان بود.

many women turn to harlotry as a last resort.

بسیاری از زنان به عنوان آخرین راه حل به روسپی‌گری روی می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید