harmonisations

[ایالات متحده]/ˌhɑː(r)mənaɪˈzeɪʃ(ə)n/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هماهنگی؛ حالت بودن در هماهنگی یا توافق؛ ترتیب دلپذیر.

عبارات و ترکیب‌ها

harmonisation of policies

هماهنگی سیاست‌ها

harmonisation of standards

هماهنگی استانداردها

harmonisation of procedures

هماهنگی رویه‌ها

harmonisation of practices

هماهنگی شیوه‌ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید