harmoniser

[ایالات متحده]/ˈhɑːmənaɪzə/
[بریتانیا]/ˈhɑːrmənaɪzər/

ترجمه

n. شخص یا چیزی که هماهنگی یا توافق را به ارمغان می‌آورد

عبارات و ترکیب‌ها

sound harmoniser

همسان‌ساز صدا

color harmoniser

همسان‌ساز رنگ

music harmoniser

همسان‌ساز موسیقی

audio harmoniser

همسان‌ساز صوتی

image harmoniser

همسان‌ساز تصویر

harmony harmoniser

همسان‌ساز هارمونی

tone harmoniser

همسان‌ساز لحن

vocal harmoniser

همسان‌ساز آوازی

light harmoniser

همسان‌ساز نور

frequency harmoniser

همسان‌ساز فرکانس

جملات نمونه

the harmoniser helps to balance different musical elements.

همساز به متعادل کردن عناصر مختلف موسیقی کمک می کند.

using a harmoniser can enhance the overall sound quality.

استفاده از همساز می تواند کیفیت صدای کلی را افزایش دهد.

she is known as a harmoniser in her community.

او به عنوان یک همساز در جامعه خود شناخته می شود.

a harmoniser can create a more pleasant atmosphere.

یک همساز می تواند فضایی دلپذیرتر ایجاد کند.

the team needed a harmoniser to resolve conflicts.

تیم به یک همساز برای حل اختلافات نیاز داشت.

he used a harmoniser to blend different voices together.

او از یک همساز برای ترکیب صداهای مختلف استفاده کرد.

in music production, a harmoniser is essential.

در تولید موسیقی، یک همساز ضروری است.

the harmoniser played a key role in the performance.

همساز نقش کلیدی در اجرا ایفا کرد.

finding a harmoniser can improve team dynamics.

پیدا کردن یک همساز می تواند پویایی گروه را بهبود بخشد.

he acts as a harmoniser among his friends.

او به عنوان یک همساز در بین دوستانش عمل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید