harrow the field
برش چیدن زمین
harrowing experience
تجربه ناراحت کننده
disc harrow
نشتر دیسکی
The farmer used a harrow to break up the soil.
کشاورز از یک خرمنزن برای خرد کردن خاک استفاده کرد.
The harrow dragged behind the tractor.
خرمنزن پشت تراکتور کشیده میشد.
The field needed to be harrowed before planting.
قبل از کاشت، مزرعه باید خرمنکاری میشد.
The harrow turned over the earth and removed weeds.
خرمنزن خاک را زیر و رو کرد و علفهای هرز را از بین برد.
The harrowed field was ready for seeding.
مزرعه خرمنکاری شده آماده کاشت بود.
The old harrow needed to be repaired before use.
قبل از استفاده، خرمنزن قدیمی نیاز به تعمیر داشت.
The harrowed soil looked neat and ready for planting.
خاک خرمنکاری شده مرتب و آماده کاشت به نظر میرسید.
The harrowed ground was smooth and level.
زمین خرمنکاری شده صاف و هموار بود.
The farmer harrowed the field in preparation for the next crop.
کشاورز مزرعه را برای محصول بعدی خرمنکاری کرد.
The harrowed land was now ready for cultivation.
زمین خرمنکاری شده اکنون آماده کشت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید