plow ahead
پیشروی کردن
plow through
از میان عبور کردن
plow back
بازگشت با شخم زدن
plow shares
تیغههای شخم
plow fields
شخم زدن مزارع
plow snow
برف را با شخم زدن کنار زدن
plow lines
خطوط شخم
plow deep
به عمق شخم زدن
plow money
پول شخم
plow ground
زمین شخم
farmers plow their fields in the spring.
کشاورزان در بهار مزارع خود را شخم میزنند.
he used a tractor to plow the large field.
او از تراکتور برای شخم زدن زمین بزرگ استفاده کرد.
after the snow melts, we can plow the driveway.
بعد از ذوب شدن برف، میتوانیم driveway را شخم بزنیم.
they plan to plow the garden this weekend.
آنها قصد دارند این آخر هفته باغ را شخم بزنند.
it's important to plow deep to improve soil quality.
برای بهبود کیفیت خاک، شخم عمیق ضروری است.
she learned how to plow at a young age.
او در سن جوانی یاد گرفت که چگونه شخم بزند.
the farmer will plow the land before planting.
کشاورز قبل از کاشت زمین را شخم خواهد زد.
he plowed through the snow to reach the cabin.
او برای رسیدن به کلبه از میان برف عبور کرد.
they plow the fields to prepare for the harvest.
آنها برای آماده شدن برای برداشت محصول، مزارع را شخم میزنند.
we need to plow the backyard to plant new grass.
ما باید حیاط پشتی را شخم بزنیم تا چمن جدید بکاریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید