harrying

[ایالات متحده]/'hæriɪŋ/
[بریتانیا]/'hæriɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث ناراحتی یا مشکل شدن؛ به طور مداوم مزاحم یا حمله کردن؛ به تهاجم یا اذیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

harrying attack

تهاجم سریع

harrying pursuit

تعقیب سریع

harrying pressure

فشار سریع

harrying demands

الزامات سریع

harrying tactics

تاکتیک های سریع

harrying enemies

دشمنان سریع

harrying remarks

اظهارات سریع

harrying questions

سوالات سریع

harrying situation

وضعیت سریع

harrying experience

تجربه سریع

جملات نمونه

the soldiers were harrying the enemy forces throughout the night.

سربازان تمام طول شب به طور مداوم دشمن را آزار می‌دادند.

the constant harrying of the pests damaged the crops.

آزار و اذیت مداوم آفات به محصولات آسیب رساند.

she felt like her boss was always harrying her for reports.

او احساس می‌کرد که رئیسش همیشه برای گزارش‌ها او را آزار می‌دهد.

the team was harrying the competition to secure their lead.

تیم برای حفظ برتری خود به طور مداوم رقبا را آزار می‌داد.

his harrying questions made the interview quite stressful.

سوالات آزاردهنده‌اش باعث شد مصاحبه بسیار استرس‌زا باشد.

the harrying winds made it difficult to walk outside.

بادهای شدید راه رفتن در فضای باز را دشوار می‌کردند.

the children were harrying their parents for a trip to the amusement park.

بچه‌ها برای رفتن به شهربازی والدین خود را آزار می‌دادند.

the harrying calls from creditors were becoming overwhelming.

تماس‌های آزاردهنده از طلبکاران رو به افزایش بود.

he was harrying his friends to join him for the game.

او دوستانش را برای پیوستن به او در بازی آزار می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید