harshed

[ایالات متحده]/hɑːʃt/
[بریتانیا]/hɑrʃt/

ترجمه

adj. خشن; دارای بافت زبر; خشن; ناخوشایند برای حواس

عبارات و ترکیب‌ها

harshed mood

حس ناخوشایند

harshed vibe

فضای ناخوشایند

harshed tone

لحن ناخوشایند

harshed feelings

احساسات ناخوشایند

harshed edges

لبه‌های ناخوشایند

harshed joy

شادی ناخوشایند

harshed beauty

زیبایی ناخوشایند

harshed dreams

رویاهای ناخوشایند

harshed environment

محیط ناخوشایند

harshed expectations

انتظارات ناخوشایند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید