hasek

[ایالات متحده]/ˈhæsɛk/
[بریتانیا]/ˈheɪsɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعhaseks

جملات نمونه

hasek wrote several short stories during his lifetime.

هاسک در طول زندگی‌اش چند داستان کوتاه نوشت.

the professor often cites hasek in his lectures.

پروفسور گاهی در درس‌های خود به هاسک ارجاع می‌دهد.

many readers admire hasek's unique writing style.

بیشتر خوانندگان به سبک نویسندگی منحصر به فرد هاسک اعجاب دارند.

hasek's novels remain popular even today.

رومان‌های هاسک همچنان محبوب هستند.

students study hasek's works in literature classes.

دانشجویان در کلاس‌های ادبیات به آثار هاسک می‌پردازند.

the biographer spent years researching hasek's life.

بیوگراف‌نویس سال‌ها برای تحقیق در زندگی هاسک وقت گذاشت.

hasek influenced many contemporary writers significantly.

هاسک به طور قابل توجهی بسیاری از نویسندگان معاصر را تحت تأثیر قرار داد.

critics praise hasek for his sharp social commentary.

بازیگران به هاسک از آثارش با نقد اجتماعی تیز تحسین می‌کنند.

several films have been adapted from hasek's books.

چند فیلم از کتاب‌های هاسک ساخته شده‌اند.

hasek's humor still resonates with modern audiences.

هیومن هاسک هنوز با مخاطبین مدرن همراه است.

scholars continue to analyze hasek's literary contributions.

دانشمندان به طور مداوم به تحلیل کوشش‌های ادبی هاسک ادامه می‌دهند.

the museum displays hasek's personal belongings and manuscripts.

موزه اموال شخصی و مانوسکریپت‌های هاسک را نمایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید