hashed

[ایالات متحده]/hæʃt/
[بریتانیا]/hæʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی hash; به قطعات کوچکتر شکست دادن
adj. به قطعات کوچکتر شکسته شده

عبارات و ترکیب‌ها

hashed password

رمز عبور هش شده

hashed value

مقدار هش شده

hashed data

داده های هش شده

hashed message

پیام هش شده

hashed output

خروجی هش شده

hashed file

فایل هش شده

hashed string

رشته هش شده

hashed signature

امضای هش شده

hashed algorithm

الگوریتم هش شده

hashed token

توکن هش شده

جملات نمونه

he hashed out the details of the project with his team.

او جزئیات پروژه را با تیم خود بررسی کرد.

they hashed the data for better security.

آنها داده‌ها را برای افزایش امنیت هش کردند.

we need to hash the passwords before storing them.

ما باید رمزهای عبور را قبل از ذخیره آنها هش کنیم.

after hashing the message, he sent it securely.

پس از هش کردن پیام، او آن را به طور ایمن ارسال کرد.

the developers hashed the code to prevent unauthorized access.

توسعه‌دهندگان کد را برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز هش کردند.

she hashed out a plan to improve sales.

او طرحی را برای بهبود فروش تدوین کرد.

he hashed the information quickly to meet the deadline.

او اطلاعات را به سرعت برای رسیدن به مهلت مقرر هش کرد.

they hashed together their ideas during the brainstorming session.

آنها ایده‌های خود را در طول جلسه بارش فکری با هم ترکیب کردند.

the team hashed through the challenges they faced.

تیم چالش‌هایی که با آنها روبرو بودند را بررسی کرد.

she hashed out the terms of the agreement with the client.

او شرایط توافق را با مشتری مشخص کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید