hasmonean

[ایالات متحده]/hæzˈməʊniən/
[بریتانیا]/hæzˈmoʊniən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام یک دودمان از حکام باستانی یهودی

عبارات و ترکیب‌ها

hasmonean dynasty

دودمان هاسمونین

hasmonean rule

حاکمیت هاسمونین

hasmonean period

دوره هاسمونین

hasmonean heritage

میراث هاسمونین

hasmonean kings

شاهان هاسمونین

hasmonean revolt

قیام هاسمونین

hasmonean expansion

گسترش هاسمونین

hasmonean influence

تاثیر هاسمونین

hasmonean legacy

ارثیه هاسمونین

hasmonean territory

سرزمین هاسمونین

جملات نمونه

the hasmonean dynasty ruled judea for over a century.

دودمان هاسمونه‌ها بیش از یک قرن بر یهودا حکومت کرد.

many historians study the hasmonean period for its significance.

بسیاری از مورخانان دوران هاسمونه‌ها را به دلیل اهمیت آن مطالعه می‌کنند.

the hasmonean revolt against the seleucids was a pivotal moment.

قیام هاسمونه‌ها علیه سلوکیان یک نقطه عطف بود.

hasmonean art reflects the culture of ancient judea.

هنر هاسمونه‌ها فرهنگ یهود باستان را منعکس می‌کند.

the hasmonean legacy continues to influence jewish identity.

میراث هاسمونه‌ها همچنان بر هویت یهودیان تأثیر می‌گذارد.

several archaeological sites are linked to the hasmonean era.

چندین سایت باستان‌شناسی با دوران هاسمونه‌ها مرتبط هستند.

the hasmonean kings were known for their military campaigns.

شاهان هاسمونه‌ها به خاطر حملات نظامی خود شناخته می‌شدند.

during the hasmonean rule, the temple was expanded significantly.

در دوران حکومت هاسمونه‌ها، معبد به طور قابل توجهی گسترش یافت.

hasmonean coins provide insight into the economy of the time.

سکه های هاسمونه‌ها بینشی در مورد اقتصاد آن زمان ارائه می دهد.

the hasmonean family's rise to power was remarkable.

ظهور خانواده هاسمونه‌ها به قدرت قابل توجه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید