hassams

[ایالات متحده]/hæsəmz/
[بریتانیا]/hæsəmz/

ترجمه

n. شخصی به نام هاسم؛ نام خانوادگی
v. حالت شناسایی فاعلی از فعل hassam (به نام هاسم خوانده شدن)

عبارات و ترکیب‌ها

the hassams

هاساسم

hassams are

هاساسم هستند

hassams were

هاساسم بودند

hassaming

هاساسم کردن

hassamed

هاساسم شده

hassams will

هاساسم خواهند

hassams can

هاساسم می‌توانند

hassams have

هاساسم دارند

hassams had

هاساسم داشتند

جملات نمونه

the shop window displayed several impressive brass hassams.

نُمایشگاه فروشگاه چندین حسамی آبی فولادی جذاب را نشان می‌داد.

she struggled to slide the rusty hassams open.

او سعی می‌کرد تا حسامی زنگ‌زدۀ را باز کند که با دشواری انجام می‌شد.

two heavy iron hassams secured the large wooden gate.

دو حسامی سنگین از فولاد درب چوبی بزرگ را امن می‌کرد.

restoring antique hassams requires patience and skill.

بازیابی حسامی قدیمی نیاز به صبر و مهارت دارد.

these traditional hassams are handmade by local artisans.

این حسامی سنتی توسط هنرمندان محلی دست ساز هستند.

please oil the hassams to stop the squeaking.

لطفاً روغن حسامی را بزنید تا صدای فریب‌کشی متوقف شود.

he collects unique hassams from around the world.

او حسامی منحصر به فرد را از سراسر جهان جمع می‌کند.

the gardener carried a bundle of hassams for the trellis.

کارگر باغچه یک پکی지 حسامی را برای کرکتی را حمل می‌کرد.

they installed new hassams on the backyard fence.

آنها حسامی جدید را روی جدید حیاط پشتی را نصب کردند.

the exhibition features a variety of decorative hassams.

این نمایشگاه حسامی زیبای مختلفی را ارائه می‌دهد.

you can find replacement hassams at the hardware store.

شما می‌توانید حسامی جایگزین را در فروشگاه ابزار پیدا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید