hassled all day
اذیت شده تمام روز
hassled by work
اذیت شده به دلیل کار
hassled for time
اذیت شده برای وقت
hassled at home
اذیت شده در خانه
hassled by clients
اذیت شده توسط مشتریان
hassled with tasks
اذیت شده با وظایف
hassled over details
اذیت شده به خاطر جزئیات
hassled about deadlines
اذیت شده در مورد مهلتها
hassled by family
اذیت شده توسط خانواده
hassled for answers
اذیت شده برای پاسخها
i felt hassled by all the deadlines at work.
من به دلیل تمام مهلتهای کاری احساس ناراحتی میکردم.
she was hassled by the constant phone calls.
او به دلیل تماسهای تلفنی مداوم اذیت میشد.
he gets hassled whenever he goes shopping.
هر زمان که خرید میکند، او اذیت میشود.
don't let the little things hassled you.
نذار مسائل کوچک اذیتت کنند.
the kids hassled their parents for a new game.
بچهها برای یک بازی جدید والدین خود را آزار دادند.
she felt hassled by the noise in the city.
او به دلیل صدای شهر احساس ناراحتی میکرد.
he was hassled by his friends to join the trip.
دوستانش او را برای پیوستن به سفر آزار دادند.
they were hassled by the unexpected changes in plans.
آنها به دلیل تغییرات غیرمنتظره در برنامه ها اذیت شدند.
she doesn't like being hassled for her opinion.
او دوست ندارد به خاطر نظرش آزار داده شود.
after a long day, i don't want to be hassled.
بعد از یک روز طولانی، نمیخواهم اذیت شوم.
hassled all day
اذیت شده تمام روز
hassled by work
اذیت شده به دلیل کار
hassled for time
اذیت شده برای وقت
hassled at home
اذیت شده در خانه
hassled by clients
اذیت شده توسط مشتریان
hassled with tasks
اذیت شده با وظایف
hassled over details
اذیت شده به خاطر جزئیات
hassled about deadlines
اذیت شده در مورد مهلتها
hassled by family
اذیت شده توسط خانواده
hassled for answers
اذیت شده برای پاسخها
i felt hassled by all the deadlines at work.
من به دلیل تمام مهلتهای کاری احساس ناراحتی میکردم.
she was hassled by the constant phone calls.
او به دلیل تماسهای تلفنی مداوم اذیت میشد.
he gets hassled whenever he goes shopping.
هر زمان که خرید میکند، او اذیت میشود.
don't let the little things hassled you.
نذار مسائل کوچک اذیتت کنند.
the kids hassled their parents for a new game.
بچهها برای یک بازی جدید والدین خود را آزار دادند.
she felt hassled by the noise in the city.
او به دلیل صدای شهر احساس ناراحتی میکرد.
he was hassled by his friends to join the trip.
دوستانش او را برای پیوستن به سفر آزار دادند.
they were hassled by the unexpected changes in plans.
آنها به دلیل تغییرات غیرمنتظره در برنامه ها اذیت شدند.
she doesn't like being hassled for her opinion.
او دوست ندارد به خاطر نظرش آزار داده شود.
after a long day, i don't want to be hassled.
بعد از یک روز طولانی، نمیخواهم اذیت شوم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید