hassled

[ایالات متحده]/ˈhæsləd/
[بریتانیا]/ˈhæsləd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مداوم مزاحم یا آزار دادن؛ بحث یا مشاجره کردن؛ موجب نگرانی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

hassled all day

اذیت شده تمام روز

hassled by work

اذیت شده به دلیل کار

hassled for time

اذیت شده برای وقت

hassled at home

اذیت شده در خانه

hassled by clients

اذیت شده توسط مشتریان

hassled with tasks

اذیت شده با وظایف

hassled over details

اذیت شده به خاطر جزئیات

hassled about deadlines

اذیت شده در مورد مهلت‌ها

hassled by family

اذیت شده توسط خانواده

hassled for answers

اذیت شده برای پاسخ‌ها

جملات نمونه

i felt hassled by all the deadlines at work.

من به دلیل تمام مهلت‌های کاری احساس ناراحتی می‌کردم.

she was hassled by the constant phone calls.

او به دلیل تماس‌های تلفنی مداوم اذیت می‌شد.

he gets hassled whenever he goes shopping.

هر زمان که خرید می‌کند، او اذیت می‌شود.

don't let the little things hassled you.

نذار مسائل کوچک اذیتت کنند.

the kids hassled their parents for a new game.

بچه‌ها برای یک بازی جدید والدین خود را آزار دادند.

she felt hassled by the noise in the city.

او به دلیل صدای شهر احساس ناراحتی می‌کرد.

he was hassled by his friends to join the trip.

دوستانش او را برای پیوستن به سفر آزار دادند.

they were hassled by the unexpected changes in plans.

آنها به دلیل تغییرات غیرمنتظره در برنامه ها اذیت شدند.

she doesn't like being hassled for her opinion.

او دوست ندارد به خاطر نظرش آزار داده شود.

after a long day, i don't want to be hassled.

بعد از یک روز طولانی، نمی‌خواهم اذیت شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید