hassocks

[ایالات متحده]/ˈhæsəks/
[بریتانیا]/ˈhæˌsɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالشتک‌های ضخیم که به عنوان نشیمن یا پدهای زانو استفاده می‌شوند؛ خوشه‌های چمن یا گیاهان

عبارات و ترکیب‌ها

hassocks for prayer

دار قالیچه نماز

hassocks in church

دار قالیچه در کلیسا

soft hassocks available

دار قالیچه نرم موجود است

hassocks for comfort

دار قالیچه برای راحتی

hassocks for seating

دار قالیچه برای نشستن

decorative hassocks

دار قالیچه تزئینی

hassocks in style

دار قالیچه با سبک

hassocks for meditation

دار قالیچه برای مدیتیشن

hassocks for kids

دار قالیچه برای کودکان

hassocks with patterns

دار قالیچه با طرح

جملات نمونه

she placed her feet on the hassocks while reading.

او پای خود را روی تشک‌ها در حالی که مطالعه می‌کرد، قرار داد.

hassocks can add a touch of comfort to any living room.

تشک‌ها می‌توانند کمی آرامش را به هر اتاق نشیمن اضافه کنند.

he used the hassocks as extra seating for guests.

او از تشک‌ها به عنوان صندلی اضافی برای مهمانان استفاده کرد.

the children enjoyed sitting on the colorful hassocks.

بچه ها از نشستن روی تشک های رنگارنگ لذت بردند.

we arranged the hassocks in a circle for the meeting.

ما تشک‌ها را به شکل دایره برای جلسه مرتب کردیم.

she knelt on the hassocks to pray.

او برای نماز روی تشک‌ها زانو زد.

the hassocks matched the sofa perfectly.

تشک‌ها کاملاً با مبل مطابقت داشتند.

he found a pair of hassocks at the thrift store.

او یک جفت تشک را در مغازه دست دوم پیدا کرد.

hassocks are great for small spaces.

تشک‌ها برای فضاهای کوچک عالی هستند.

she decorated the room with stylish hassocks.

او اتاق را با تشک‌های شیک تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید