vintage hatbox
جعبه بافتنی قدیمی
travel hatbox
جعبه بافتنی مسافرتی
" Marian Diamond asks her students on the first day of anatomy class as she casually opens a flowery hatbox and lifts out a preserved human brain.
ماریان داایموند در روز اول کلاس آناتومی از دانشجویانش می پرسد، در حالی که به طور غیررسمی یک جعبه کلاه گلدار را باز می کند و یک مغز انسان محفوظ را بیرون می آورد.
Armour saw the word that a moment ago wrote carefully again, jubilate again suddenly: "Scrutiny the appearance of this word, resemble a hatbox clearly general, this certainly is ' box ' word.
آرمور کلمه ای را دید که لحظاتی قبل با دقت دوباره نوشته بود، دوباره ناگهان شادمانی کنید: "بررسی ظاهر این کلمه، شبیه یک جعبه کلاه به وضوح عمومی، این قطعاً کلمه 'جعبه' است.
She stored her favorite hats in the hatbox.
او کلاه های مورد علاقه اش را در جعبه کلاه ذخیره کرد.
The vintage hatbox was a beautiful addition to her room.
جعبه کلاه قدیمی یک افزودنی زیبا به اتاق او بود.
He found an old photograph hidden inside the hatbox.
او یک عکس قدیمی را که در داخل جعبه کلاه پنهان شده بود، پیدا کرد.
The hatbox was covered in dust from years of neglect.
جعبه کلاه با گرد و غبار ناشی از سال ها بی توجهی پوشیده شده بود.
She carefully packed her hat in the hatbox for the trip.
او با دقت کلاهش را برای سفر در جعبه کلاه بست.
The hatbox was made of sturdy cardboard and had a floral design.
جعبه کلاه از مقوا محکم ساخته شده بود و طرح گلدار داشت.
He bought a new hatbox to store his growing collection of hats.
او یک جعبه کلاه جدید خرید تا مجموعه در حال رشد کلاه های خود را در آن نگهداری کند.
The hatbox was a family heirloom passed down for generations.
جعبه کلاه یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل می شد.
She opened the hatbox to reveal a hidden compartment underneath.
او جعبه کلاه را باز کرد تا یک محفظه پنهان در زیر آن را نشان دهد.
The hatbox was elegantly decorated with a satin ribbon and a bow.
جعبه کلاه به زیبایی با روبان ساتن و یک پاپیون تزئین شده بود.
vintage hatbox
جعبه بافتنی قدیمی
travel hatbox
جعبه بافتنی مسافرتی
" Marian Diamond asks her students on the first day of anatomy class as she casually opens a flowery hatbox and lifts out a preserved human brain.
ماریان داایموند در روز اول کلاس آناتومی از دانشجویانش می پرسد، در حالی که به طور غیررسمی یک جعبه کلاه گلدار را باز می کند و یک مغز انسان محفوظ را بیرون می آورد.
Armour saw the word that a moment ago wrote carefully again, jubilate again suddenly: "Scrutiny the appearance of this word, resemble a hatbox clearly general, this certainly is ' box ' word.
آرمور کلمه ای را دید که لحظاتی قبل با دقت دوباره نوشته بود، دوباره ناگهان شادمانی کنید: "بررسی ظاهر این کلمه، شبیه یک جعبه کلاه به وضوح عمومی، این قطعاً کلمه 'جعبه' است.
She stored her favorite hats in the hatbox.
او کلاه های مورد علاقه اش را در جعبه کلاه ذخیره کرد.
The vintage hatbox was a beautiful addition to her room.
جعبه کلاه قدیمی یک افزودنی زیبا به اتاق او بود.
He found an old photograph hidden inside the hatbox.
او یک عکس قدیمی را که در داخل جعبه کلاه پنهان شده بود، پیدا کرد.
The hatbox was covered in dust from years of neglect.
جعبه کلاه با گرد و غبار ناشی از سال ها بی توجهی پوشیده شده بود.
She carefully packed her hat in the hatbox for the trip.
او با دقت کلاهش را برای سفر در جعبه کلاه بست.
The hatbox was made of sturdy cardboard and had a floral design.
جعبه کلاه از مقوا محکم ساخته شده بود و طرح گلدار داشت.
He bought a new hatbox to store his growing collection of hats.
او یک جعبه کلاه جدید خرید تا مجموعه در حال رشد کلاه های خود را در آن نگهداری کند.
The hatbox was a family heirloom passed down for generations.
جعبه کلاه یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل می شد.
She opened the hatbox to reveal a hidden compartment underneath.
او جعبه کلاه را باز کرد تا یک محفظه پنهان در زیر آن را نشان دهد.
The hatbox was elegantly decorated with a satin ribbon and a bow.
جعبه کلاه به زیبایی با روبان ساتن و یک پاپیون تزئین شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید