hatchling

[ایالات متحده]/ˈhæʧlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhæʧlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماهی یا پرنده جوان که به تازگی از تخم بیرون آمده است

عبارات و ترکیب‌ها

baby hatchling

نیه جوجه

hatchling care

مراقبت از جوجه

hatchling stage

مرحله جوجه

hatchling survival

بقای جوجه

hatchling release

آزادی جوجه

hatchling development

توسعه جوجه

hatchling growth

رشد جوجه

hatchling diet

غذای جوجه

hatchling behavior

رفتار جوجه

hatchling habitat

زیستگاه جوجه

جملات نمونه

the hatchling emerged from its egg.

جوجو از تخمش بیرون آمد.

hatchlings need warmth and care to survive.

جوجوها برای زنده ماندن به گرما و مراقبت نیاز دارند.

the mother bird protects her hatchlings.

پرنده مادر از جوجه‌هایش محافظت می‌کند.

hatchlings often follow their parents into the water.

جوجوها اغلب والدین خود را به آب دنبال می‌کنند.

the hatchling was learning to swim for the first time.

جوجو برای اولین بار داشت یاد می‌گرفت شنا کند.

many hatchlings face dangers from predators.

جوجوها با خطرات ناشی از شکارچیان روبرو هستند.

hatchlings are vulnerable during their early days.

جوجوها در روزهای اول زندگی آسیب‌پذیر هستند.

it’s amazing how quickly a hatchling can grow.

بسیار شگفت‌انگیز است که یک جوجه چقدر سریع می‌تواند رشد کند.

some hatchlings can camouflage themselves from threats.

برخی از جوجه‌ها می‌توانند خود را از تهدیدها پنهان کنند.

rescue organizations often help injured hatchlings.

سازمان‌های امداد و نجات اغلب به جوجه‌های زخمی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید