a look of haughty disdain.
ظاهری تحقیرآمیز و مغرورانه
a haughty British aristocrat.
یک اشرافزاده بریتانیایی مغرور
a haughty, pedagogic manner.
یک رفتار مغرورانه و آموزشی
A haughty girl is always unpopular at school.
یک دختر مغرور همیشه در مدرسه محبوب نیست.
They were displeased with her haughty airs.
آنها از رفتار مغرانه او ناراضی بودند.
He gave me a haughty look and walked away.
به من نگاهی تحقیرآمیز کرد و دور شد.
a look of haughty disdain.
ظاهری تحقیرآمیز و مغرورانه
a haughty British aristocrat.
یک اشرافزاده بریتانیایی مغرور
a haughty, pedagogic manner.
یک رفتار مغرورانه و آموزشی
A haughty girl is always unpopular at school.
یک دختر مغرور همیشه در مدرسه محبوب نیست.
They were displeased with her haughty airs.
آنها از رفتار مغرانه او ناراضی بودند.
He gave me a haughty look and walked away.
به من نگاهی تحقیرآمیز کرد و دور شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید