on haunches
بر لبههای عقب
sitting on haunches
نشسته روی لبههای عقب
haunches tucked
لبههای عقب جمع شده
haunches back
لبههای عقب به عقب
haunches raised
لبههای عقب بالا
haunches spread
لبههای عقب باز شده
haunches low
لبههای عقب پایین
haunches wide
لبههای عقب باز
haunches high
لبههای عقب بالا
haunches forward
لبههای عقب به جلو
the dog sat back on its haunches, waiting for a command.
سگ روی پاشنههای خود نشست و منتظر دستور بود.
she rested on her haunches to tie her shoelaces.
او برای بستن بند کفشش روی پاشنههای خود استراحت کرد.
the cat crouched on its haunches, ready to pounce.
گربه روی پاشنههای خود لانه کرده بود و آماده پریدن بود.
he balanced on his haunches while fishing by the river.
او در حالی که کنار رودخانه ماهیگیری میکرد، روی پاشنههای خود تعادل برقرار کرد.
the horse shifted its weight onto its haunches.
اسب وزن خود را به پاشنههای خود منتقل کرد.
the rabbit sat on its haunches, sniffing the air.
خرگوش روی پاشنههای خود نشست و هوا را بو کرد.
he squatted back on his haunches to get a better view.
او برای دیدن بهتر، دوباره روی پاشنههای خود نشست.
the dog looked up at me from its haunches.
سگ از روی پاشنههای خود به من نگاه کرد.
she often sits on her haunches when she's thinking.
او اغلب وقتی فکر میکند روی پاشنههای خود مینشیند.
the child played on his haunches in the sand.
کودک در ماسهها روی پاشنههای خود بازی کرد.
on haunches
بر لبههای عقب
sitting on haunches
نشسته روی لبههای عقب
haunches tucked
لبههای عقب جمع شده
haunches back
لبههای عقب به عقب
haunches raised
لبههای عقب بالا
haunches spread
لبههای عقب باز شده
haunches low
لبههای عقب پایین
haunches wide
لبههای عقب باز
haunches high
لبههای عقب بالا
haunches forward
لبههای عقب به جلو
the dog sat back on its haunches, waiting for a command.
سگ روی پاشنههای خود نشست و منتظر دستور بود.
she rested on her haunches to tie her shoelaces.
او برای بستن بند کفشش روی پاشنههای خود استراحت کرد.
the cat crouched on its haunches, ready to pounce.
گربه روی پاشنههای خود لانه کرده بود و آماده پریدن بود.
he balanced on his haunches while fishing by the river.
او در حالی که کنار رودخانه ماهیگیری میکرد، روی پاشنههای خود تعادل برقرار کرد.
the horse shifted its weight onto its haunches.
اسب وزن خود را به پاشنههای خود منتقل کرد.
the rabbit sat on its haunches, sniffing the air.
خرگوش روی پاشنههای خود نشست و هوا را بو کرد.
he squatted back on his haunches to get a better view.
او برای دیدن بهتر، دوباره روی پاشنههای خود نشست.
the dog looked up at me from its haunches.
سگ از روی پاشنههای خود به من نگاه کرد.
she often sits on her haunches when she's thinking.
او اغلب وقتی فکر میکند روی پاشنههای خود مینشیند.
the child played on his haunches in the sand.
کودک در ماسهها روی پاشنههای خود بازی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید