haunches

[ایالات متحده]/ˈhɔːnʧɪz/
[بریتانیا]/ˈhɔnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باسن یا پای بالایی یک حیوان؛ ناحیه پشتی یک شخص؛ گوشت از ناحیه پشتی یک حیوان

عبارات و ترکیب‌ها

on haunches

بر لبه‌های عقب

sitting on haunches

نشسته روی لبه‌های عقب

haunches tucked

لبه‌های عقب جمع شده

haunches back

لبه‌های عقب به عقب

haunches raised

لبه‌های عقب بالا

haunches spread

لبه‌های عقب باز شده

haunches low

لبه‌های عقب پایین

haunches wide

لبه‌های عقب باز

haunches high

لبه‌های عقب بالا

haunches forward

لبه‌های عقب به جلو

جملات نمونه

the dog sat back on its haunches, waiting for a command.

سگ روی پاشنه‌های خود نشست و منتظر دستور بود.

she rested on her haunches to tie her shoelaces.

او برای بستن بند کفشش روی پاشنه‌های خود استراحت کرد.

the cat crouched on its haunches, ready to pounce.

گربه روی پاشنه‌های خود لانه‌ کرده بود و آماده پریدن بود.

he balanced on his haunches while fishing by the river.

او در حالی که کنار رودخانه ماهیگیری می‌کرد، روی پاشنه‌های خود تعادل برقرار کرد.

the horse shifted its weight onto its haunches.

اسب وزن خود را به پاشنه‌های خود منتقل کرد.

the rabbit sat on its haunches, sniffing the air.

خرگوش روی پاشنه‌های خود نشست و هوا را بو کرد.

he squatted back on his haunches to get a better view.

او برای دیدن بهتر، دوباره روی پاشنه‌های خود نشست.

the dog looked up at me from its haunches.

سگ از روی پاشنه‌های خود به من نگاه کرد.

she often sits on her haunches when she's thinking.

او اغلب وقتی فکر می‌کند روی پاشنه‌های خود می‌نشیند.

the child played on his haunches in the sand.

کودک در ماسه‌ها روی پاشنه‌های خود بازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید