wide hips
باسن پهن
swaying hips
حرکت باسن
shake hips
لرزش باسن
narrow hips
باسن باریک
hips don't lie
باسن دروغ نمیگوید
strong hips
باسن قوی
hurt hips
درد باسن
flexible hips
باسن انعطاف پذیر
hips sway
باسنها تاب میخورند
curvy hips
باسن خوش فرم
she swayed her hips to the music.
او به ریتم موسیقی به رقص در آمد.
he noticed the curve of her hips in the dress.
او قوس کمر او را در لباس متوجه شد.
the dancer's hips moved with incredible fluidity.
حرکات ران رقصنده با سیالیت فوق العاده ای انجام می شد.
she had narrow hips, making it difficult to choose jeans.
او کمر باریک داشت که انتخاب شلوار جین را برایش دشوار می کرد.
he admired her athletic hips and strong core.
او به کمر ورزشی و هسته قوی او خیره شد.
the tailor measured her hips for the custom-made gown.
خیاط برای دوختن لباس شب سفارشی، کمر او را اندازه گرفت.
she practiced hip rotations to improve her dance routine.
او برای بهبود روتین رقص خود، چرخش های کمر را تمرین کرد.
the yoga pose stretched her hips and lower back.
حرکت یوگا کمر و قسمت پایین کمر او را کشید.
he gently placed his hand on her hips.
او به آرامی دستش را روی کمر او گذاشت.
she wore a belt to accentuate her hips.
او کمربند پوشید تا کمرش را برجسته کند.
the exercise targeted her hips and glutes.
این تمرین بر کمر و باسن او تمرکز داشت.
wide hips
باسن پهن
swaying hips
حرکت باسن
shake hips
لرزش باسن
narrow hips
باسن باریک
hips don't lie
باسن دروغ نمیگوید
strong hips
باسن قوی
hurt hips
درد باسن
flexible hips
باسن انعطاف پذیر
hips sway
باسنها تاب میخورند
curvy hips
باسن خوش فرم
she swayed her hips to the music.
او به ریتم موسیقی به رقص در آمد.
he noticed the curve of her hips in the dress.
او قوس کمر او را در لباس متوجه شد.
the dancer's hips moved with incredible fluidity.
حرکات ران رقصنده با سیالیت فوق العاده ای انجام می شد.
she had narrow hips, making it difficult to choose jeans.
او کمر باریک داشت که انتخاب شلوار جین را برایش دشوار می کرد.
he admired her athletic hips and strong core.
او به کمر ورزشی و هسته قوی او خیره شد.
the tailor measured her hips for the custom-made gown.
خیاط برای دوختن لباس شب سفارشی، کمر او را اندازه گرفت.
she practiced hip rotations to improve her dance routine.
او برای بهبود روتین رقص خود، چرخش های کمر را تمرین کرد.
the yoga pose stretched her hips and lower back.
حرکت یوگا کمر و قسمت پایین کمر او را کشید.
he gently placed his hand on her hips.
او به آرامی دستش را روی کمر او گذاشت.
she wore a belt to accentuate her hips.
او کمربند پوشید تا کمرش را برجسته کند.
the exercise targeted her hips and glutes.
این تمرین بر کمر و باسن او تمرکز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید