hips

[ایالات متحده]/[hɪps]/
[بریتانیا]/[hɪps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمتی از بدن در هر دو طرف تنه، بین کمر و ران؛ فاصله بین باسن؛ چهره‌ای شیک و جذاب
v. از یک طرف به طرف دیگر یا رفت و برگشت

عبارات و ترکیب‌ها

wide hips

باسن پهن

swaying hips

حرکت باسن

shake hips

لرزش باسن

narrow hips

باسن باریک

hips don't lie

باسن دروغ نمی‌گوید

strong hips

باسن قوی

hurt hips

درد باسن

flexible hips

باسن انعطاف پذیر

hips sway

باسن‌ها تاب می‌خورند

curvy hips

باسن خوش فرم

جملات نمونه

she swayed her hips to the music.

او به ریتم موسیقی به رقص در آمد.

he noticed the curve of her hips in the dress.

او قوس کمر او را در لباس متوجه شد.

the dancer's hips moved with incredible fluidity.

حرکات ران رقصنده با سیالیت فوق العاده ای انجام می شد.

she had narrow hips, making it difficult to choose jeans.

او کمر باریک داشت که انتخاب شلوار جین را برایش دشوار می کرد.

he admired her athletic hips and strong core.

او به کمر ورزشی و هسته قوی او خیره شد.

the tailor measured her hips for the custom-made gown.

خیاط برای دوختن لباس شب سفارشی، کمر او را اندازه گرفت.

she practiced hip rotations to improve her dance routine.

او برای بهبود روتین رقص خود، چرخش های کمر را تمرین کرد.

the yoga pose stretched her hips and lower back.

حرکت یوگا کمر و قسمت پایین کمر او را کشید.

he gently placed his hand on her hips.

او به آرامی دستش را روی کمر او گذاشت.

she wore a belt to accentuate her hips.

او کمربند پوشید تا کمرش را برجسته کند.

the exercise targeted her hips and glutes.

این تمرین بر کمر و باسن او تمرکز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید