haunts

[ایالات متحده]/hɔːnts/
[بریتانیا]/hɑːnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از یک روح) به طور مکرر ظاهر شدن؛ به طور مکرر بازدید کردن؛ به طور مداوم مزاحم یا آزاردهنده بودن؛ به طور مداوم در ذهن کسی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

ghost haunts

روح سرگردان

memory haunts

خاطرات آزار می‌دهند

past haunts

گذشته آزار می‌دهد

childhood haunts

کودکی آزار می‌دهد

haunted haunts

اشباح آزار می‌دهند

urban haunts

آزار در مناطق شهری

familiar haunts

محل‌های آشنا آزار می‌دهند

dark haunts

آزار در تاریکی

spooky haunts

آزار در مکان‌های ترسناک

quiet haunts

آزار در سکوت

جملات نمونه

the ghost haunts the old mansion.

روح ارواح، خانه قدیمی را آزار می‌دهد.

memories of the past haunt her dreams.

خاطرات گذشته، رویاهای او را آزار می‌دهد.

he is haunted by his mistakes.

او توسط اشتباهاتش آزار داده می‌شود.

the abandoned house is said to be haunted.

گفته می‌شود خانه متروکه تسخیر شده است.

fear of failure haunts many students.

ترس از شکست، بسیاری از دانش آموزان را آزار می‌دهد.

she has a haunting melody stuck in her head.

او یک ملودی آزاردهنده در سرش دارد.

his past decisions continue to haunt him.

تصمیمات گذشته او همچنان او را آزار می‌دهند.

the haunting image of the accident replayed in his mind.

تصویر آزاردهنده حادثه در ذهنش بازپخش شد.

she feels a presence that haunts her in the night.

او حسی از حضور را احساس می‌کند که شب‌ها او را آزار می‌دهد.

the story of the haunted forest is well-known.

داستان جنگل تسخیر شده به خوبی شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید