haymow storage
ذخیره سازی هایموی
haymow access
دسترسی به هایموی
haymow cleaning
تمیز کردن هایموی
haymow loft
فضای بالای سر هایموی
haymow inspection
بازرسی هایموی
haymow loading
بارگیری هایموی
haymow management
مدیریت هایموی
haymow maintenance
نگهداری هایموی
haymow safety
ایمنی هایموی
haymow usage
استفاده از هایموی
the farmer stored the hay in the haymow for the winter.
کشاورز علوفه را برای زمستان در انبار علوفه ذخیره کرد.
the children played hide and seek in the haymow.
کودکان در انبار علوفه قایمموشي بازي ميکردند.
we need to clean out the haymow before the new hay arrives.
ما باید قبل از رسیدن علوفه جدید انبار علوفه را تمیز کنیم.
the haymow was filled to the brim with fresh hay.
انبار علوفه پر از علوفه تازه بود.
he climbed up to the haymow to check the supplies.
او برای بررسی لوازم به بالای انبار علوفه رفت.
during the summer, the haymow becomes a cozy retreat.
در طول تابستان، انبار علوفه به یک پناهگاه دنج تبدیل میشود.
they used the haymow as a storage space for tools.
آنها از انبار علوفه به عنوان فضای ذخیره ابزار استفاده کردند.
the smell of fresh hay filled the haymow.
بوی علوفه تازه انبار علوفه را پر کرد.
she found a hidden treasure in the haymow.
او یک گنج پنهان در انبار علوفه پیدا کرد.
the haymow is an important part of the barn.
انبار علوفه بخش مهمی از طویله است.
haymow storage
ذخیره سازی هایموی
haymow access
دسترسی به هایموی
haymow cleaning
تمیز کردن هایموی
haymow loft
فضای بالای سر هایموی
haymow inspection
بازرسی هایموی
haymow loading
بارگیری هایموی
haymow management
مدیریت هایموی
haymow maintenance
نگهداری هایموی
haymow safety
ایمنی هایموی
haymow usage
استفاده از هایموی
the farmer stored the hay in the haymow for the winter.
کشاورز علوفه را برای زمستان در انبار علوفه ذخیره کرد.
the children played hide and seek in the haymow.
کودکان در انبار علوفه قایمموشي بازي ميکردند.
we need to clean out the haymow before the new hay arrives.
ما باید قبل از رسیدن علوفه جدید انبار علوفه را تمیز کنیم.
the haymow was filled to the brim with fresh hay.
انبار علوفه پر از علوفه تازه بود.
he climbed up to the haymow to check the supplies.
او برای بررسی لوازم به بالای انبار علوفه رفت.
during the summer, the haymow becomes a cozy retreat.
در طول تابستان، انبار علوفه به یک پناهگاه دنج تبدیل میشود.
they used the haymow as a storage space for tools.
آنها از انبار علوفه به عنوان فضای ذخیره ابزار استفاده کردند.
the smell of fresh hay filled the haymow.
بوی علوفه تازه انبار علوفه را پر کرد.
she found a hidden treasure in the haymow.
او یک گنج پنهان در انبار علوفه پیدا کرد.
the haymow is an important part of the barn.
انبار علوفه بخش مهمی از طویله است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید