hayseeds

[ایالات متحده]/ˈheɪsiːdz/
[بریتانیا]/ˈheɪsiːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌های علف خشک یا کاه؛ مردم روستایی یا بی‌تجربه

عبارات و ترکیب‌ها

fresh hayseeds

hayseeds تازه

organic hayseeds

hayseeds ارگانیک

crushed hayseeds

hayseeds خرد شده

hayseeds mixture

مخلوط hayseeds

hayseeds benefits

فواید hayseeds

hayseeds supply

تامین hayseeds

hayseeds storage

نگهداری hayseeds

hayseeds harvesting

در برداشت hayseeds

hayseeds nutrition

تغذیه hayseeds

hayseeds planting

کاشت hayseeds

جملات نمونه

the farmer scattered hayseeds across the field.

کشیش دانه های علوفه را در سراسر مزرعه پراکنده کرد.

hayseeds are essential for growing healthy crops.

دانه‌های علوفه برای رشد محصولات سالم ضروری هستند.

we need to buy hayseeds for the upcoming planting season.

ما باید دانه های علوفه را برای فصل کاشت آینده خریداری کنیم.

he carefully selected the best hayseeds for his garden.

او با دقت بهترین دانه های علوفه را برای باغ خود انتخاب کرد.

after the rain, the hayseeds began to germinate.

بعد از باران، دانه‌های علوفه شروع به جوانه‌زنی کردند.

farmers often use hayseeds to improve soil quality.

کشاورزان اغلب از دانه های علوفه برای بهبود کیفیت خاک استفاده می کنند.

mixing hayseeds with other seeds can enhance growth.

ترکیب دانه های علوفه با سایر دانه ها می تواند باعث افزایش رشد شود.

she learned how to plant hayseeds effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر دانه های علوفه بکارد.

hayseeds can attract beneficial insects to the garden.

دانه‌های علوفه می‌توانند حشرات مفید را به باغ جذب کنند.

he spread hayseeds in the pasture for better forage.

او دانه های علوفه را در مراتع برای علوفه بهتر پخش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید