haystacks of straw
توده های کاه
searching haystacks
جستجوی توده های کاه
haystacks and fields
توده های کاه و مزارع
big haystacks
توده های کاه بزرگ
small haystacks
توده های کاه کوچک
haystacks in autumn
توده های کاه در پاییز
colorful haystacks
توده های کاه رنگارنگ
haystacks at dusk
توده های کاه در هنگام غروب
haystacks by road
توده های کاه کنار جاده
tall haystacks
توده های کاه بلند
we built a fort out of haystacks.
ما قلعهای از دستههای علف با تهیه کردیم.
the farmer stacked the haystacks neatly in the barn.
کشاورز دستههای علف را به طور مرتب در طویله چید.
children love to play hide and seek around the haystacks.
بچه ها عاشق بازی گشت و پیدا کردن در اطراف دستههای علف هستند.
during the autumn, the fields are dotted with haystacks.
در طول پاییز، مزارع با دستههای علف پوشیده شدهاند.
the smell of fresh haystacks filled the air.
بوی علف تازه هوا را پر کرد.
we saw a rabbit hiding behind the haystacks.
ما یک خرگوش را پشت دستههای علف دیدیم.
haystacks provide shelter for small animals.
دستههای علف سرپناهی برای حیوانات کوچک فراهم میکنند.
they took a picture next to the haystacks.
آنها کنار دستههای علف عکس گرفتند.
the haystacks were covered in frost in the morning.
صبح دستههای علف با یخبندان پوشیده شده بودند.
we found some old tools hidden under the haystacks.
ما ابزارهای قدیمی را که زیر دستههای علف پنهان شده بودند پیدا کردیم.
haystacks of straw
توده های کاه
searching haystacks
جستجوی توده های کاه
haystacks and fields
توده های کاه و مزارع
big haystacks
توده های کاه بزرگ
small haystacks
توده های کاه کوچک
haystacks in autumn
توده های کاه در پاییز
colorful haystacks
توده های کاه رنگارنگ
haystacks at dusk
توده های کاه در هنگام غروب
haystacks by road
توده های کاه کنار جاده
tall haystacks
توده های کاه بلند
we built a fort out of haystacks.
ما قلعهای از دستههای علف با تهیه کردیم.
the farmer stacked the haystacks neatly in the barn.
کشاورز دستههای علف را به طور مرتب در طویله چید.
children love to play hide and seek around the haystacks.
بچه ها عاشق بازی گشت و پیدا کردن در اطراف دستههای علف هستند.
during the autumn, the fields are dotted with haystacks.
در طول پاییز، مزارع با دستههای علف پوشیده شدهاند.
the smell of fresh haystacks filled the air.
بوی علف تازه هوا را پر کرد.
we saw a rabbit hiding behind the haystacks.
ما یک خرگوش را پشت دستههای علف دیدیم.
haystacks provide shelter for small animals.
دستههای علف سرپناهی برای حیوانات کوچک فراهم میکنند.
they took a picture next to the haystacks.
آنها کنار دستههای علف عکس گرفتند.
the haystacks were covered in frost in the morning.
صبح دستههای علف با یخبندان پوشیده شده بودند.
we found some old tools hidden under the haystacks.
ما ابزارهای قدیمی را که زیر دستههای علف پنهان شده بودند پیدا کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید