hdmi

[ایالات متحده]/ˌeɪtʃ.diː.emˈaɪ/
[بریتانیا]/ˌeɪtʃ.diː.emˈaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. رابطة الوسائط المتعددة عالية الدقة (HDMI)

عبارات و ترکیب‌ها

hdmi cable

کابل HDMI

hdmi port

پورت HDMI

hdmi input

ورودی HDMI

hdmi output

خروجی HDMI

using hdmi

استفاده از HDMI

hdmi adapter

آداپتور HDMI

hdmi display

نمایش HDMI

connect hdmi

اتصال HDMI

hdmi device

دستگاه HDMI

hdmi standard

استاندارد HDMI

جملات نمونه

i connected my laptop to the tv using an hdmi cable.

من لپ‌تاپ خود را با استفاده از کابل HDMI به تلویزیون متصل کردم.

the graphics card has two hdmi ports for multiple displays.

کارت گرافیک دارای دو پورت HDMI برای نمایشگرهای متعدد است.

ensure the hdmi cable is securely plugged into both devices.

مطمئن شوید که کابل HDMI به طور ایمن به هر دو دستگاه متصل شده است.

i'm having trouble getting audio through the hdmi connection.

من در دریافت صدا از طریق اتصال HDMI مشکل دارم.

the blu-ray player outputs video via hdmi.

پخش‌کننده بلوری ویدیو را از طریق HDMI خروجی می‌دهد.

my new monitor supports hdmi 2.1 for 4k gaming.

مانیتور جدید من از HDMI 2.1 برای بازی 4K پشتیبانی می‌کند.

i need a longer hdmi cable to reach the back of the tv.

من به یک کابل HDMI بلندتر برای رسیدن به پشت تلویزیون نیاز دارم.

the receiver has an hdmi input for the game console.

گیرنده دارای یک ورودی HDMI برای کنسول بازی است.

check the hdmi settings in the display configuration.

تنظیمات HDMI را در پیکربندی نمایشگر بررسی کنید.

the projector uses hdmi to connect to the laptop.

پروژکتور از HDMI برای اتصال به لپ‌تاپ استفاده می‌کند.

i bought a new hdmi adapter for my monitor.

من یک آداپتور HDMI جدید برای مانیتورم خریدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید