headiest

[ایالات متحده]/ˈhedi/
[بریتانیا]/ˈhedi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مسکر کننده; ایجاد کننده شادابی
adv. در حالت شادابی; به شیوه‌ای مسکر
n. شادابی; مسکر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

heady aroma

عطر قوی

heady sensation

احساس قوی

heady mix

مخلوط قوی

جملات نمونه

a heady outburst of anger.

یک فوران شدید و غیرمنتظره خشم.

the heady perfume of lilacs.

عطر مست کننده ارغوانی.

the heady news of triumph.

خبر پیروزی بسیار هیجان انگیز.

too heady to reason with.

بسیار قوی و احساسی برای استدلال کردن.

a heady scheme to win the election

یک طرح بسیار جذاب برای برنده شدن در انتخابات.

They broke in upon a heady conversation.

آنها در یک مکالمه بسیار جذاب و پرشور وارد شدند.

the heady news of victory

خبر پیروزی بسیار هیجان انگیز.

standing on a heady outcrop of rock.

ایستادن بر روی یک صخره بلند و چشم نواز.

a heady, throbbing feeling.

یک احساس شدید و ضربان دار.

the heady days of the birth of the women's movement.

روزهای پرشور از بدو تولد جنبش زنان.

a heady mixture of desire and fire

یک ترکیب مست کننده از میل و آتش.

The air was heady with the perfume from roses.

هوا با عطر گل های رز بسیار خوشبو و مست کننده بود.

several bottles of heady local wine.

چند بطری شراب محلی بسیار قوی.

the hot, heady days of youth when the sap was rising.

روزهای داغ و پرشور جوانی که شور و نشاط در اوج بود.

The flowers give off a heady scent at night.

گل ها در شب عطر مست کننده ای از خود منتشر می کنند.

the heady days of the ‘swinging sixties’

روزهای پرجنب و جوش و هیجان دهه ۱۹۶۰.

نمونه‌های واقعی

Pretty heady stuff! - Yes, it is.

چه چیزهای گیرا و جذابی! - بله، همینطوره.

منبع: Go blank axis version

My lips parted as I breathed in his heady scent.

لب‌هایم باز شد وقتی عطر فریبنده‌اش را استشمام کردم.

منبع: Twilight: Eclipse

Come on. It's a heady thing, isn't it? Being the best.

بیا. این یک چیز گیرا و جذاب است، اینطور نیست؟ بهترین بودن.

منبع: Black Swan Selection

This is academic and heady stuff, it's super unpopular, we totally alienate you.

این موضوعات علمی و گیرا هستند، بسیار غیر محبوب هستند، شما را کاملاً بیگانه می کنند.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

Next, the researchers attempted to train the mosquitoes to flee from the heady aroma of humans.

در مرحله بعد، محققان سعی کردند نمدها را آموزش دهند تا از عطر فریبنده انسان‌ها فرار کنند.

منبع: Science in 60 Seconds: August 2018 Collection

It's a heady combination: ambrosial and intellectual; sensual with a bitter aftertaste.

این یک ترکیب گیرا است: Ambrosial و فکری؛ حسی با طعم تلخ.

منبع: The Economist (Summary)

The heady bull market has collided with the reality of high inflation and much higher interest rates.

بازار صعودی گیرا با واقعیت تورم بالا و نرخ بهره بسیار بالاتر برخورد کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

But these were the heady days of the Gold Rush, and the young man dreamed of making it big.

اما این روزهای گیرا و جذاب طلوع طلا بود و آن جوان رویای کسب موفقیت بزرگ را داشت.

منبع: The Economist - Arts

The stockmarket is pricing in heady growth.

بازار سهام در حال قیمت‌گذاری رشد گیرا است.

منبع: Economist Business

And so it's a heady time for the field.

بنابراین این زمان گیرا و جذابی برای این حوزه است.

منبع: Money Earth

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید