headlands

[ایالات متحده]/ˈhɛd.lændz/
[بریتانیا]/ˈhɛd.lændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمینی که به دریا می‌رسد; نوار زمین شخم‌نزده

عبارات و ترکیب‌ها

coastal headlands

خلیج‌های ساحلی

rugged headlands

خلیج‌های ناهموار

steep headlands

خلیج‌های تند و شیب‌دار

rocky headlands

خلیج‌های صخره‌ای

scenic headlands

خلیج‌های دیدنی

isolated headlands

خلیج‌های منزوی

jagged headlands

خلیج‌های دندانه‌دار

prominent headlands

خلیج‌های برجسته

natural headlands

خلیج‌های طبیعی

windy headlands

خلیج‌های بادخیز

جملات نمونه

the ship sailed past the rugged headlands.

کشتی از کنار صخره‌های ناهموار عبور کرد.

we enjoyed a picnic on the grassy headlands.

ما از پیک‌نیک در صخره‌های پوشیده از چمن لذت بردیم.

headlands often provide stunning views of the ocean.

صخره‌ها اغلب مناظر خیره‌کننده از اقیانوس ارائه می‌دهند.

the lighthouse stands tall on the headlands.

برج مراقبت در صخره‌ها قد علم کرده است.

birds can be seen nesting on the headlands.

می‌توان پرندگان را در حال لانه‌سازی در صخره‌ها دید.

walking along the headlands is a popular activity.

قدم زدن در امتداد صخره‌ها یک فعالیت محبوب است.

headlands are often shaped by erosion over time.

صخره‌ها اغلب در طول زمان تحت تأثیر فرسایش شکل می‌گیرند.

fishing is a common practice near the headlands.

ماهیت‌گیری یک عمل رایج در نزدیکی صخره‌ها است.

the headlands are home to various wildlife species.

صخره‌ها زیستگاه گونه‌های مختلف حیات وحش هستند.

tourists often visit the headlands for photography.

گردشگران اغلب برای عکاسی از صخره‌ها بازدید می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید