seascape

[ایالات متحده]/'siːskeɪp/
[بریتانیا]/'si,skep/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چشم‌انداز دریا؛ نمایی از دریا.

جملات نمونه

Typically landscapes or seascapes, with sky occupying nearly half of the composition, Luminist works are distinguished by cool, clear colors and meticulously detailed objects modeled by light.

معمولاً مناظر یا چشم‌اندازهای دریایی، با آسمانی که تقریباً نیمی از ترکیب‌بندی را اشغال می‌کند، آثار لومینیسم با رنگ‌های خنک، شفاف و اشیاء دقیقاً با جزئیات که توسط نور مدل‌سازی شده‌اند، متمایز می‌شوند.

The painter captured the beautiful seascape on canvas.

هنرمند منظره‌ی زیبای دریا را بر روی بوم نقاشی به تصویر کشید.

She enjoyed taking long walks along the seascape.

او از قدم زدن طولانی در امتداد منظره‌ی دریا لذت می‌برد.

The hotel room had a stunning view of the seascape.

اتاق هتل منظره‌ای خیره‌کننده از منظره‌ی دریا داشت.

The seascape was dotted with colorful sailboats.

منطقه ساحلی با قایق‌های رنگارنگ پر شده بود.

The photographer captured the dramatic seascape during the storm.

عکاس در طول طوفان، منظره‌ی دریایی دراماتیک را به تصویر کشید.

The coastal town is known for its picturesque seascape.

این شهر ساحلی به خاطر منظره‌ی زیبای آن مشهور است.

The seascape at sunset was absolutely breathtaking.

منطقه ساحلی در هنگام غروب آفتاب، واقعاً نفس‌گیر بود.

The artist painted a seascape with crashing waves and seagulls.

هنرمند منظره‌ای از دریا با موج‌های خروشان و چایچوله‌ها نقاشی کرد.

Many tourists visit the area to admire the stunning seascape.

بسیاری از گردشگران از این منطقه برای تحسین منظره‌ی زیبای دریا بازدید می‌کنند.

The seascape inspired the poet to write a beautiful poem.

منطقه ساحلی الهام‌بخش شاعر برای نوشتن یک شعر زیبا بود.

نمونه‌های واقعی

Ha Long Bay is another must-see sight due to its stunning seascape and breathtaking limestone islands.

خلیج ها لونگ یک مکان دیدنی دیگر است که به دلیل چشم اندازهای خیره کننده و جزایر آهکی نفس گیر، ارزش دیدن دارد.

منبع: Best Travel Destinations in Asia

Now the seascape is breaking up.

اکنون چشم انداز دریایی در حال از هم پاشیدن است.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

They faced the seascape together momentarily.

آنها به طور لحظه ای به سمت چشم انداز دریایی برگشتند.

منبع: The Night's Gentle Embrace (Part 1)

Trade brought the continents together and created a seascape around the Pacific basin that included places like Acapulco, Manila and the coast of California.

تجارت قاره ها را گرد هم آورد و یک چشم انداز دریایی در اطراف حوضه اقیفوس ایجاد کرد که شامل مکان هایی مانند آکاپولکو، مانیلا و سواحل کالیفرنیا بود.

منبع: Time

Fiery landscapes, purple seascapes, fat naked women with pink-coloured knees and elbows, and " The Kiss" by Moller.

مناظر آتشین، چشم اندازهای دریایی بنفش، زنان چاق برهنه با زانوها و آرنج های صورتی و "بوسه" اثر مولر.

منبع: Virgin Land (Part 1)

For example, here in Los Angeles, recently there was an exhibition of the art of J.M.W. Turner, a famous British landscape and seascape painter.

به عنوان مثال، در اینجا در لس آنجلس، اخیراً نمایشگاهی از آثار جی. ام. دبلیو. ترنر، یک نقاش معروف بریتانیایی منظره و چشم انداز دریایی وجود داشت.

منبع: 2015 English Cafe

Under the water he imagined the tranquil scene and wished that Vesper could just then come through the pines and be astonished to see him suddenly erupt from the empty seascape.

تحت آب، او صحنه آرام را تصور کرد و آرزو کرد که وسپر بتواند از میان درختان کاج عبور کند و با دیدن ناگهان خروج او از چشم انداز دریایی خالی، شگفت زده شود.

منبع: Casino Royale of the 007 series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید