headplates

[ایالات متحده]/ˈhɛdpleɪt/
[بریتانیا]/ˈhɛdpleɪt/

ترجمه

n. یک جزء سر مغناطیسی در یک دستگاه ضبط

عبارات و ترکیب‌ها

headplate design

طراحی صفحه سر

headplate assembly

مونتاژ صفحه سر

headplate material

جنس صفحه سر

headplate installation

نصب صفحه سر

headplate adjustment

تنظیم صفحه سر

headplate replacement

تعویض صفحه سر

headplate fitting

اندازه گیری صفحه سر

headplate specifications

مشخصات صفحه سر

headplate support

پشتیبانی صفحه سر

headplate features

ویژگی های صفحه سر

جملات نمونه

the headplate of the machine needs to be replaced regularly.

صفحه سر دستگاه باید به طور منظم تعویض شود.

ensure the headplate is securely fastened before operation.

قبل از راه اندازی، اطمینان حاصل کنید که صفحه سر به طور ایمن محکم شده است.

the technician inspected the headplate for any signs of wear.

تکنسین صفحه سر را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.

we need to design a new headplate for the updated model.

ما باید یک صفحه سر جدید برای مدل به روز طراحی کنیم.

the headplate plays a crucial role in the machine's performance.

صفحه سر نقش مهمی در عملکرد دستگاه دارد.

he carefully aligned the headplate before tightening the screws.

او قبل از محکم کردن پیچ ها، صفحه سر را با دقت تراز کرد.

after the upgrade, the headplate showed significant improvements.

پس از ارتقا، صفحه سر بهبودهای قابل توجهی نشان داد.

the headplate design must comply with industry standards.

طراحی صفحه سر باید با استانداردهای صنعت مطابقت داشته باشد.

they are experimenting with new materials for the headplate.

آنها در حال آزمایش مواد جدید برای صفحه سر هستند.

the headplate was damaged during transport and needs replacement.

صفحه سر در حین حمل و نقل آسیب دید و نیاز به تعویض دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید