headshots

[ایالات متحده]/ˈhɛdʃɒts/
[بریتانیا]/ˈhɛdʃɑts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شات‌هایی که به سمت سر یک هدف گرفته شده‌اند، اغلب در زمینه‌های بازی؛ پرتره‌ها یا عکس‌هایی از سر و شانه‌های یک شخص

عبارات و ترکیب‌ها

headshots only

فقط عکس‌های سر

professional headshots

عکس‌های سر حرفه‌ای

digital headshots

عکس‌های سر دیجیتال

actor headshots

عکس‌های سر بازیگران

business headshots

عکس‌های سر تجاری

high-quality headshots

عکس‌های سر با کیفیت بالا

updated headshots

عکس‌های سر به‌روز شده

headshots session

جلسه عکس سر

headshots portfolio

نمونه‌کار عکس سر

custom headshots

عکس‌های سر سفارشی

جملات نمونه

she updated her portfolio with new headshots.

او نمونه‌کارهای خود را با عکس‌های سر جدید به‌روز کرد.

headshots are essential for actors and models.

عکس‌های سر برای بازیگران و مدل‌ها ضروری هستند.

he took professional headshots for his linkedin profile.

او عکس‌های سر حرفه‌ای برای پروفایل لینکدین خود گرفت.

the photographer specializes in corporate headshots.

آن عکاس در زمینه عکاسی سر شرکت‌ها تخصص دارد.

we need to schedule a session for new headshots.

ما باید یک جلسه برای عکس‌های سر جدید برنامه‌ریزی کنیم.

her headshots really captured her personality.

عکس‌های سر او واقعاً شخصیت او را به تصویر کشیدند.

he uses headshots to promote his acting career.

او از عکس‌های سر برای ترویج حرفه بازیگری خود استفاده می‌کند.

make sure your headshots are high quality.

مطمئن شوید که عکس‌های سر شما با کیفیت هستند.

headshots should be updated regularly.

عکس‌های سر باید به طور منظم به‌روز شوند.

she received many compliments on her new headshots.

او تعریف‌های زیادی در مورد عکس‌های سر جدیدش شنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید