headwrap style
سبک روسری
wear a headwrap
استفاده از روسری
headwrap colors
رنگهای روسری
headwrap tied
روسری بسته شده
silk headwrap
روسری ابریشمی
headwrap collection
مجموعه روسری
headwrap pattern
الگوی روسری
headwrap around
روسری دور
headwrap designs
طراحیهای روسری
headwrap fabric
پارچه روسری
she carefully chose a vibrant headwrap to match her dress.
او با دقت یک روسری زنده و پررنگ را برای هماهنگی با لباسش انتخاب کرد.
the dancer gracefully secured her headwrap before the performance.
رقاص به طور ظریفانه روسری خود را قبل از اجرا محکم کرد.
he wore a patterned headwrap to protect his head from the sun.
او یک روسری طرحدار پوشید تا سرش را از نور خورشید محافظت کند.
the headwrap added a touch of elegance to her overall look.
روسری ظاهره او را با ظرافت بیشتر کرد.
she tied a colorful headwrap around her head for a bohemian style.
او یک روسری رنگارنگ را به سبک بوهمی دور سرش بست.
the headwrap kept her hair out of her face during the workout.
روسری موهایش را در طول تمرین از روی صورتش دور نگه داشت.
he purchased a beautiful silk headwrap at the market.
او یک روسری ابریشمی زیبا از بازار خرید کرد.
she styled her hair with a flowing, embroidered headwrap.
او موهایش را با یک روسری تزئینی و روان مدل کرد.
the headwrap provided protection from the wind and dust.
روسری از باد و گرد و غبار محافظت میکرد.
she learned how to tie a traditional headwrap from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه یک روسری سنتی را از مادربزرگش ببندد.
the headwrap complemented her outfit perfectly.
روسری به طور کامل با لباسش هماهنگ بود.
headwrap style
سبک روسری
wear a headwrap
استفاده از روسری
headwrap colors
رنگهای روسری
headwrap tied
روسری بسته شده
silk headwrap
روسری ابریشمی
headwrap collection
مجموعه روسری
headwrap pattern
الگوی روسری
headwrap around
روسری دور
headwrap designs
طراحیهای روسری
headwrap fabric
پارچه روسری
she carefully chose a vibrant headwrap to match her dress.
او با دقت یک روسری زنده و پررنگ را برای هماهنگی با لباسش انتخاب کرد.
the dancer gracefully secured her headwrap before the performance.
رقاص به طور ظریفانه روسری خود را قبل از اجرا محکم کرد.
he wore a patterned headwrap to protect his head from the sun.
او یک روسری طرحدار پوشید تا سرش را از نور خورشید محافظت کند.
the headwrap added a touch of elegance to her overall look.
روسری ظاهره او را با ظرافت بیشتر کرد.
she tied a colorful headwrap around her head for a bohemian style.
او یک روسری رنگارنگ را به سبک بوهمی دور سرش بست.
the headwrap kept her hair out of her face during the workout.
روسری موهایش را در طول تمرین از روی صورتش دور نگه داشت.
he purchased a beautiful silk headwrap at the market.
او یک روسری ابریشمی زیبا از بازار خرید کرد.
she styled her hair with a flowing, embroidered headwrap.
او موهایش را با یک روسری تزئینی و روان مدل کرد.
the headwrap provided protection from the wind and dust.
روسری از باد و گرد و غبار محافظت میکرد.
she learned how to tie a traditional headwrap from her grandmother.
او یاد گرفت که چگونه یک روسری سنتی را از مادربزرگش ببندد.
the headwrap complemented her outfit perfectly.
روسری به طور کامل با لباسش هماهنگ بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید