heavinesses

[ایالات متحده]/ˈhɛvɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɛvɪnəsɪz/

ترجمه

n. سنگینی

عبارات و ترکیب‌ها

heavy heavinesses

سنگینی زیاد

emotional heavinesses

سنگینی‌های احساسی

physical heavinesses

سنگینی‌های جسمی

mental heavinesses

سنگینی‌های ذهنی

existential heavinesses

سنگینی‌های وجودی

social heavinesses

سنگینی‌های اجتماعی

cultural heavinesses

سنگینی‌های فرهنگی

intellectual heavinesses

سنگینی‌های فکری

spiritual heavinesses

سنگینی‌های معنوی

psychological heavinesses

سنگینی‌های روانشناختی

جملات نمونه

he felt the heavinesses of his responsibilities weighing him down.

او سنگینی مسئولیت‌هایش را احساس کرد که او را تحت فشار قرار می‌داد.

the heavinesses of the past can sometimes hinder our progress.

سنگینی گذشته گاهی اوقات می‌تواند پیشرفت ما را مختل کند.

she carried the heavinesses of her emotions silently.

او به طور خاموشانه سنگینی احساسات خود را حمل می‌کرد.

he spoke about the heavinesses that come with leadership.

او در مورد سنگینی‌هایی که با رهبری همراه است صحبت کرد.

the heavinesses of life can be overwhelming at times.

سنگینی زندگی گاهی اوقات می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

they discussed the heavinesses of societal expectations.

آنها در مورد سنگینی انتظارات جامعه بحث کردند.

she tried to lighten the heavinesses in the room with humor.

او سعی کرد با طنز، سنگینی موجود در اتاق را کاهش دهد.

the heavinesses of grief can take a long time to heal.

سنگینی غم می‌تواند مدت طولانی طول بکشد تا التیام یابد.

he acknowledged the heavinesses of his decisions.

او به سنگینی تصمیمات خود اعتراف کرد.

sometimes, the heavinesses of daily life can feel unbearable.

گاهی اوقات، سنگینی زندگی روزمره می‌تواند غیرقابل تحمل به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید