| جمع | heddles |
heddle frame
فریم هدل
heddle eye
چشمک هدل
heddle rod
میله هدل
heddle lift
بالا بردن هدل
heddle guide
راهنمای هدل
heddle motion
حرکت هدل
heddle tension
کشیدگی هدل
heddle change
تغییر هدل
heddle setup
راه اندازی هدل
heddle assembly
مونتاژ هدل
he used a heddle to weave the fabric.
او از هدل برای بافت پارچه استفاده کرد.
the heddle is an essential tool in weaving.
هدل یک ابزار ضروری در بافت است.
she adjusted the heddle for better tension.
او هدل را برای کشش بهتر تنظیم کرد.
he learned how to thread the heddle correctly.
او یاد گرفت که چگونه هدل را به درستی نخ کند.
the heddle allows for precise patterns in the fabric.
هدل امکان ایجاد الگوهای دقیق در پارچه را فراهم می کند.
she replaced the broken heddle on her loom.
او هدل شکسته را روی دستگاه بافت خود تعویض کرد.
using a heddle makes weaving more efficient.
استفاده از هدل باعث می شود بافتن کارآمدتر باشد.
he demonstrated how to use the heddle properly.
او نحوه استفاده صحیح از هدل را نشان داد.
the heddle helps lift the warp threads.
هدل به بلند کردن نخ های تار کمک می کند.
she admired the intricate designs made with the heddle.
او به طرح های پیچیده ای که با هدل ایجاد شده بود، علاقه مند بود.
heddle frame
فریم هدل
heddle eye
چشمک هدل
heddle rod
میله هدل
heddle lift
بالا بردن هدل
heddle guide
راهنمای هدل
heddle motion
حرکت هدل
heddle tension
کشیدگی هدل
heddle change
تغییر هدل
heddle setup
راه اندازی هدل
heddle assembly
مونتاژ هدل
he used a heddle to weave the fabric.
او از هدل برای بافت پارچه استفاده کرد.
the heddle is an essential tool in weaving.
هدل یک ابزار ضروری در بافت است.
she adjusted the heddle for better tension.
او هدل را برای کشش بهتر تنظیم کرد.
he learned how to thread the heddle correctly.
او یاد گرفت که چگونه هدل را به درستی نخ کند.
the heddle allows for precise patterns in the fabric.
هدل امکان ایجاد الگوهای دقیق در پارچه را فراهم می کند.
she replaced the broken heddle on her loom.
او هدل شکسته را روی دستگاه بافت خود تعویض کرد.
using a heddle makes weaving more efficient.
استفاده از هدل باعث می شود بافتن کارآمدتر باشد.
he demonstrated how to use the heddle properly.
او نحوه استفاده صحیح از هدل را نشان داد.
the heddle helps lift the warp threads.
هدل به بلند کردن نخ های تار کمک می کند.
she admired the intricate designs made with the heddle.
او به طرح های پیچیده ای که با هدل ایجاد شده بود، علاقه مند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید