heedful of danger
مراقب خطر
heedful of advice
حواس پرت به نصیحت
heedful of others
توجه به دیگران
heedful of time
توجه به زمان
heedful of rules
رعایت قوانین
heedful of risks
توجه به خطرات
heedful of feelings
توجه به احساسات
heedful of details
توجه به جزئیات
heedful of opinions
توجه به نظرات
heedful of changes
توجه به تغییرات
be heedful of the advice given by your elders.
به نصیحت بزرگان توجه کنید.
she was heedful in her approach to the project.
او در برخورد خود با پروژه محتاط بود.
it's important to be heedful of your surroundings.
توجه به محیط اطراف مهم است.
the teacher urged the students to be heedful during the exam.
معلم از دانشآموزان خواست در طول امتحان مراقب باشند.
he was heedful not to disturb the wildlife.
او مراقب بود تا مزاحم حیات وحش نشود.
being heedful of deadlines can improve your time management.
توجه به مهلتها میتواند مدیریت زمان شما را بهبود بخشد.
the manager was heedful of the team's concerns.
مدیر به نگرانیهای تیم توجه داشت.
she remained heedful while crossing the busy street.
او در حالی که از خیابان شلوغ عبور میکرد مراقب بود.
he gave heedful consideration to the proposal.
او با دقت و احتیاط به پیشنهاد فکر کرد.
it's wise to be heedful of financial decisions.
حکیمانه است که در تصمیمات مالی مراقب باشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید