heedful

[ایالات متحده]/ˈhiːdfəl/
[بریتانیا]/ˈhidfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با دقت، مراقب

عبارات و ترکیب‌ها

heedful of danger

مراقب خطر

heedful of advice

حواس پرت به نصیحت

heedful of others

توجه به دیگران

heedful of time

توجه به زمان

heedful of rules

رعایت قوانین

heedful of risks

توجه به خطرات

heedful of feelings

توجه به احساسات

heedful of details

توجه به جزئیات

heedful of opinions

توجه به نظرات

heedful of changes

توجه به تغییرات

جملات نمونه

be heedful of the advice given by your elders.

به نصیحت بزرگان توجه کنید.

she was heedful in her approach to the project.

او در برخورد خود با پروژه محتاط بود.

it's important to be heedful of your surroundings.

توجه به محیط اطراف مهم است.

the teacher urged the students to be heedful during the exam.

معلم از دانش‌آموزان خواست در طول امتحان مراقب باشند.

he was heedful not to disturb the wildlife.

او مراقب بود تا مزاحم حیات وحش نشود.

being heedful of deadlines can improve your time management.

توجه به مهلت‌ها می‌تواند مدیریت زمان شما را بهبود بخشد.

the manager was heedful of the team's concerns.

مدیر به نگرانی‌های تیم توجه داشت.

she remained heedful while crossing the busy street.

او در حالی که از خیابان شلوغ عبور می‌کرد مراقب بود.

he gave heedful consideration to the proposal.

او با دقت و احتیاط به پیشنهاد فکر کرد.

it's wise to be heedful of financial decisions.

حکیمانه است که در تصمیمات مالی مراقب باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید