hefted weight
وزنه سنگین
hefted box
جعبه سنگین
hefted load
بار سنگین
hefted rock
سنگ سنگین
hefted bag
کیف سنگین
hefted tool
ابزار سنگین
hefted object
شی سنگین
hefted item
قطعه سنگین
hefted suitcase
چمدان سنگین
hefted equipment
تجهیزات سنگین
he hefted the box onto the shelf with ease.
او جعبه را به راحتی روی قفسه قرار داد.
she hefted the weights during her workout.
او وزنه ها را در طول تمرین خود بلند کرد.
they hefted the luggage into the car.
آنها چمدان ها را به داخل ماشین بردند.
he hefted the large stone to test its weight.
او سنگ بزرگ را بلند کرد تا وزن آن را امتحان کند.
she hefted the backpack before deciding to take it.
او کوله پشتی را بلند کرد قبل از اینکه تصمیم گرفت آن را ببرد.
the worker hefted the heavy equipment with great effort.
کارگر تجهیزات سنگین را با تلاش فراوان بلند کرد.
he hefted the book to see how many pages it had.
او کتاب را بلند کرد تا ببیند چند صفحه دارد.
she hefted the groceries out of the cart.
او مواد غذایی را از سبد خرید بیرون آورد.
they hefted the old furniture to make space.
آنها وسایل قدیمی را بلند کردند تا فضا ایجاد کنند.
he hefted the trophy proudly after winning the game.
او جام را با افتخار بلند کرد بعد از بردن بازی.
hefted weight
وزنه سنگین
hefted box
جعبه سنگین
hefted load
بار سنگین
hefted rock
سنگ سنگین
hefted bag
کیف سنگین
hefted tool
ابزار سنگین
hefted object
شی سنگین
hefted item
قطعه سنگین
hefted suitcase
چمدان سنگین
hefted equipment
تجهیزات سنگین
he hefted the box onto the shelf with ease.
او جعبه را به راحتی روی قفسه قرار داد.
she hefted the weights during her workout.
او وزنه ها را در طول تمرین خود بلند کرد.
they hefted the luggage into the car.
آنها چمدان ها را به داخل ماشین بردند.
he hefted the large stone to test its weight.
او سنگ بزرگ را بلند کرد تا وزن آن را امتحان کند.
she hefted the backpack before deciding to take it.
او کوله پشتی را بلند کرد قبل از اینکه تصمیم گرفت آن را ببرد.
the worker hefted the heavy equipment with great effort.
کارگر تجهیزات سنگین را با تلاش فراوان بلند کرد.
he hefted the book to see how many pages it had.
او کتاب را بلند کرد تا ببیند چند صفحه دارد.
she hefted the groceries out of the cart.
او مواد غذایی را از سبد خرید بیرون آورد.
they hefted the old furniture to make space.
آنها وسایل قدیمی را بلند کردند تا فضا ایجاد کنند.
he hefted the trophy proudly after winning the game.
او جام را با افتخار بلند کرد بعد از بردن بازی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید