hefted

[ایالات متحده]/ˈhɛftɪd/
[بریتانیا]/ˈhɛftɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و شکل گذشته participle از heft

عبارات و ترکیب‌ها

hefted weight

وزنه سنگین

hefted box

جعبه سنگین

hefted load

بار سنگین

hefted rock

سنگ سنگین

hefted bag

کیف سنگین

hefted tool

ابزار سنگین

hefted object

شی سنگین

hefted item

قطعه سنگین

hefted suitcase

چمدان سنگین

hefted equipment

تجهیزات سنگین

جملات نمونه

he hefted the box onto the shelf with ease.

او جعبه را به راحتی روی قفسه قرار داد.

she hefted the weights during her workout.

او وزنه ها را در طول تمرین خود بلند کرد.

they hefted the luggage into the car.

آنها چمدان ها را به داخل ماشین بردند.

he hefted the large stone to test its weight.

او سنگ بزرگ را بلند کرد تا وزن آن را امتحان کند.

she hefted the backpack before deciding to take it.

او کوله پشتی را بلند کرد قبل از اینکه تصمیم گرفت آن را ببرد.

the worker hefted the heavy equipment with great effort.

کارگر تجهیزات سنگین را با تلاش فراوان بلند کرد.

he hefted the book to see how many pages it had.

او کتاب را بلند کرد تا ببیند چند صفحه دارد.

she hefted the groceries out of the cart.

او مواد غذایی را از سبد خرید بیرون آورد.

they hefted the old furniture to make space.

آنها وسایل قدیمی را بلند کردند تا فضا ایجاد کنند.

he hefted the trophy proudly after winning the game.

او جام را با افتخار بلند کرد بعد از بردن بازی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید