weighted

[ایالات متحده]/'weitid/
[بریتانیا]/ˈwetɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای اهمیت یا معنی اضافی؛ تنظیم شده بر اساس معیارهای خاص
v. به چیزی وزن یا اهمیت بیشتری اختصاص دادن؛ به شدت بر چیزی فشار آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

weighted average

متوسط ​​وزن دار

weighted decision

تصمیم‌گیری وزن‌دار

weighted analysis

تجزیه و تحلیل وزن‌دار

weighted mean

میانگین وزنی

weighted sum

مجموع وزنی

weighted value

مقدار وزن‌دار

weighted graph

گراف وزن‌دار

weighted factor

عامل وزن‌دار

جملات نمونه

weighted down with responsibilities

بار مسئولیت‌های سنگین

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید