a helicopter in hover.
یک بالگرد در حالت معلق
a helicopter was put at their disposal.
یک بالگرد در اختیار آنها قرار داده شد.
helicopter the President to London
بالگرد رئیس جمهور را به لندن برد.
the downwash of the helicopter blades.
جریان نزولی پرههای بالگرد.
The helicopter went down in a ball of fire.
بالگرد در میان گوی آتش سقوط کرد.
they are holding a helicopter fly-in.
آنها در حال برگزاری یک گردهمایی بالگرد هستند.
a helicopter buzzed overhead.
بالگرد بالای سر زنگ زد.
The helicopter has landed.
بالگرد فرود آمده است.
helicopter sb. out of the sea
نجات دادن کسی از دریا با بالگرد
The president helicoptered to California yesterday.
رئیس جمهور دیروز با بالگرد به کالیفرنیا سفر کرد.
an airworthy helicopter; airworthy avionics.
یک بالگردهای قابل پرواز؛ تجهیزات الکترونیکی قابل پرواز
a helicopter landing can cause disturbance to residents.
فرود هلی کوپتر می تواند باعث ایجاد مزاحمت برای ساکنان شود.
helicopters flew the injured to hospital.
بالگردها مجروحان را به بیمارستان منتقل کردند.
Army helicopters hovered overhead.
بالگردهای ارتش در بالای سر معلق بودند.
the helicopter crashed plum on the cabins.
بالگرد مستقیماً روی کابینها سقوط کرد.
The helicopter lifted the entire team to the meet.
بالگرد کل تیم را به محل ملاقات برد.
their helicopter developed engine trouble.
بالگرد آنها دچار مشکل در موتور شد.
helicopters hover to lift underslung loads.
بالگردها برای بلند کردن بار آویزان معلق میشوند.
Ambulancemen now believe that helicopters are vital tools of the trade.
پارامدیكها اکنون معتقدند که بالگردها ابزارهای حیاتی برای این شغل هستند.
a helicopter in hover.
یک بالگرد در حالت معلق
a helicopter was put at their disposal.
یک بالگرد در اختیار آنها قرار داده شد.
helicopter the President to London
بالگرد رئیس جمهور را به لندن برد.
the downwash of the helicopter blades.
جریان نزولی پرههای بالگرد.
The helicopter went down in a ball of fire.
بالگرد در میان گوی آتش سقوط کرد.
they are holding a helicopter fly-in.
آنها در حال برگزاری یک گردهمایی بالگرد هستند.
a helicopter buzzed overhead.
بالگرد بالای سر زنگ زد.
The helicopter has landed.
بالگرد فرود آمده است.
helicopter sb. out of the sea
نجات دادن کسی از دریا با بالگرد
The president helicoptered to California yesterday.
رئیس جمهور دیروز با بالگرد به کالیفرنیا سفر کرد.
an airworthy helicopter; airworthy avionics.
یک بالگردهای قابل پرواز؛ تجهیزات الکترونیکی قابل پرواز
a helicopter landing can cause disturbance to residents.
فرود هلی کوپتر می تواند باعث ایجاد مزاحمت برای ساکنان شود.
helicopters flew the injured to hospital.
بالگردها مجروحان را به بیمارستان منتقل کردند.
Army helicopters hovered overhead.
بالگردهای ارتش در بالای سر معلق بودند.
the helicopter crashed plum on the cabins.
بالگرد مستقیماً روی کابینها سقوط کرد.
The helicopter lifted the entire team to the meet.
بالگرد کل تیم را به محل ملاقات برد.
their helicopter developed engine trouble.
بالگرد آنها دچار مشکل در موتور شد.
helicopters hover to lift underslung loads.
بالگردها برای بلند کردن بار آویزان معلق میشوند.
Ambulancemen now believe that helicopters are vital tools of the trade.
پارامدیكها اکنون معتقدند که بالگردها ابزارهای حیاتی برای این شغل هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید