heliophobic

[ایالات متحده]/ˌhiːliəˈfəʊbɪk/
[بریتانیا]/ˌhiːlioʊˈfɑːbɪk/

ترجمه

adj. پرهیز از نور خورشید یا داشتن ترس از آن (n, v, adj, adv)

عبارات و ترکیب‌ها

being heliophobic

در حال ترس یا بیزاری از خورشید بودن

heliophobic tendencies

گرایش به ترس یا بیزاری از خورشید

deeply heliophobic

به شدت ترس یا بیزار از خورشید

heliophobic behavior

رفتار ترس یا بیزاری از خورشید

becoming heliophobic

در حال تبدیل شدن به ترس یا بیزار از خورشید

heliophobic individual

فرد ترس یا بیزار از خورشید

extremely heliophobic

به طور فوق العاده ترس یا بیزار از خورشید

quite heliophobic

تا حدودی ترس یا بیزار از خورشید

heliophobic response

واکنش ترس یا بیزاری از خورشید

notoriously heliophobic

به طور مشهور ترس یا بیزار از خورشید

جملات نمونه

after the severe sunburn, she became completely heliophobic and refused to leave her darkened room.

پس از سوختگی شدید، او کاملاً دچار هلیوفوبیا شد و از ترک اتاق تاریکش امتناع کرد.

the heliophobic patient insisted on keeping all curtains closed during daylight hours.

بیمار هلیوفوبیک اصرار داشت که در طول روز پرده‌ها را بسته نگه دارد.

his heliophobic tendencies intensified after the traumatic exposure to the desert sun.

تمایلات هلیوفوبیک او پس از قرار گرفتن در معرض آفتاب صحرا تشدید شد.

the psychiatrist explained that becoming heliophobic is sometimes a symptom of deeper psychological issues.

روانپزشک توضیح داد که تبدیل شدن به هلیوفوبیک گاهی اوقات نشانه ای از مشکلات روانشناختی عمیق تر است.

she developed heliophobic behavior following her hospitalization in a brightly lit ward.

او پس از بستری شدن در بخش با نور روشن، رفتارهای هلیوفوبیک از خود نشان داد.

the old man was so heliophobic that he only ventured outside after sunset.

آن مرد پیر آنقدر دچار هلیوفوبیا بود که فقط بعد از غروب خورشید از خانه خارج می شد.

her heliophobic reaction made summer unbearable for the entire family.

واکنش هلیوفوبیک او تابستان را برای کل خانواده غیرقابل تحمل کرد.

the character in the novel is portrayed as deeply heliophobic, fearing even artificial light.

شخصیت رمان به عنوان فردی عمیقاً هلیوفوبیک به تصویر کشیده شده است که حتی از نور مصنوعی نیز می ترسد.

military veterans sometimes exhibit heliophobic symptoms after extended deployments in sunny regions.

گاهی اوقات سربازان بازنشسته نظامی پس از استقرار طولانی مدت در مناطق آفتابی علائم هلیوفوبیک نشان می دهند.

the child became somewhat heliophobic after an eye injury caused photophobia.

کودک پس از آسیب چشم که باعث فوتوفوبیا شده بود، تا حدودی دچار هلیوفوبیا شد.

his heliophobic nature made beach vacations impossible for his disappointed children.

طبع هلیوفوبیک او تعطیلات ساحلی را برای فرزندان ناامیدش غیرممکن کرد.

the vampire's heliophobic nature is the central theme of countless folklore stories.

طبع هلیوفوبیک خون آشام موضوع اصلی داستان های فولکلور بی شماری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید