hellenize

[ایالات متحده]/ˈhɛlənʌɪz/
[بریتانیا]/ˈhɛləˌnaɪz/

ترجمه

vt. یونانی بودن در شخصیت یا سبک؛ استفاده از دستور زبان یا زبان یونانی

عبارات و ترکیب‌ها

hellenize culture

فرهنگسازی

hellenize language

زبانی کردن

hellenize art

هنری کردن

hellenize philosophy

فلسفه کردن

hellenize society

جامعه‌سازی

hellenize traditions

رسوم‌سازی

hellenize practices

عملیاتی کردن

hellenize influences

تاثیرگذاری

hellenize identity

هویتی کردن

hellenize customs

عادات‌سازی

جملات نمونه

many cultures have tried to hellenize their traditions.

فرهنگ‌های بسیاری تلاش کرده‌اند تا سنت‌های خود را یونانی‌سازی کنند.

they aimed to hellenize the local language.

آنها هدفشان یونانی‌سازی زبان محلی بود.

artists often hellenize their works to appeal to a broader audience.

هنرمندان اغلب برای جذب مخاطبان بیشتر، آثار خود را یونانی‌سازی می‌کنند.

the movement sought to hellenize education in the region.

جنبش به دنبال یونانی‌سازی آموزش در منطقه بود.

some philosophers attempted to hellenize eastern thought.

برخی از فیلسوفان تلاش کردند تا تفکرات شرقی را یونانی‌سازی کنند.

efforts to hellenize the city were met with resistance.

تلاش‌ها برای یونانی‌سازی شهر با مقاومت روبرو شد.

they wanted to hellenize their customs to fit in.

آنها می‌خواستند تا با همخوانی بیشتر، رسوم خود را یونانی‌سازی کنند.

to hellenize the festival, they incorporated ancient greek rituals.

برای یونانی‌سازی جشنواره، آنها آیین‌های باستانی یونانی را گنجاندند.

many historians discuss how the romans tried to hellenize their empire.

بسیاری از مورخان در مورد اینکه رومیان چگونه تلاش کردند تا امپراتوری خود را یونانی‌سازی کنند، بحث می‌کنند.

they believed that to hellenize their art would enhance its value.

آنها معتقد بودند که یونانی‌سازی هنر ارزش آن را افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید