The teacher helpfully explained the difficult concept to the students.
معلم به طور مفیدی مفهوم دشوار را برای دانش آموزان توضیح داد.
She helpfully provided me with directions to the nearest subway station.
او به طور مفیدی مسیرهای رسیدن به نزدیکترین ایستگاه مترو را به من داد.
The guide helpfully pointed out all the important landmarks during the tour.
راهنما به طور مفیدی تمام مکان های مهم را در طول تور به ما نشان داد.
He helpfully offered to carry my heavy bags up the stairs.
او به طور مفیدی پیشنهاد کرد چمدان های سنگین من را تا پله ها حمل کند.
The customer service representative helpfully resolved my issue with the product.
نماینده خدمات مشتری به طور مفیدی مشکل من با محصول را حل کرد.
She helpfully reminded me of the deadline for the project.
او به طور مفیدی به من یادآوری کرد که مهلت تحویل پروژه چه زمانی است.
The doctor helpfully explained the treatment options to the patient.
پزشک به طور مفیدی گزینه های درمانی را برای بیمار توضیح داد.
He helpfully volunteered to organize the event logistics.
او داوطلبانه پیشنهاد کرد که امور مربوط به برگزاری رویداد را سازماندهی کند.
The librarian helpfully recommended some books based on my interests.
کتابدار با توجه به علایق من، تعدادی کتاب را به من پیشنهاد داد.
She helpfully shared her notes from the lecture with me.
او یادداشت های خود را از سخنرانی با من به اشتراک گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید