constructively

[ایالات متحده]/kən'strʌktivli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مثبت و مفید

جملات نمونه

light pulses interfere constructively in a fibre to emit a pulse.

نبض‌های نور به صورت سازنده در یک فیبر تداخل می‌کنند تا یک پالس ساطع کنند.

They are working constructively on the project.

آنها به صورت سازنده روی پروژه کار می کنند.

She approached the problem constructively.

او مسئله را به صورت سازنده حل کرد.

The team members are collaborating constructively.

اعضای تیم به صورت سازنده با یکدیگر همکاری می کنند.

He offered some constructively critical suggestions.

او پیشنهاداتی را به صورت سازنده و انتقادی ارائه کرد.

The negotiations were conducted constructively.

مذاکرات به صورت سازنده انجام شد.

They are using their time constructively.

آنها از وقت خود به صورت سازنده استفاده می کنند.

He handled the situation very constructively.

او به طور سازنده با این وضعیت برخورد کرد.

The students are engaging constructively in the classroom discussion.

دانشجویان به طور سازنده در بحث کلاس مشارکت می کنند.

نمونه‌های واقعی

We all struggle to use our time constructively.

ما همه با استفاده سازنده از وقت خود دست و پنجه نرم می‌کنیم.

منبع: Science in Life

But President Biden can chart a new, richer direction for U.S.-Haiti relations, if he plays this moment constructively.

اما رئیس‌جمهور بایدن می‌تواند یک مسیر جدید و غنی‌تر برای روابط ایالات متحده و هائیتی ترسیم کند، اگر در این لحظه به طور سازنده عمل کند.

منبع: Time

I just didn't feel that we could work together constructively any longer.

من فقط احساس نکردم که دیگر بتوانیم به طور سازنده با هم همکاری کنیم.

منبع: House of Cards

In the past decade, a wealth of psychological research has shown that most people struggle to handle failure constructively.

در ده سال گذشته، تحقیقات روان‌شناختی زیادی نشان داده‌اند که اکثر مردم برای مقابله سازنده با شکست دست و پنجه نرم می‌کنند.

منبع: BBC Reading Selection

And then in some places, as the light combines, it combines constructively and other places destructively.

و سپس در برخی مکان‌ها، با ترکیب نور، نور به طور سازنده و در مکان‌های دیگر به طور مخرب ترکیب می‌شود.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Different colors have different wavelengths, which translates to varying distances they have to travel to constructively interfere.

رنگ‌های مختلف طول موج‌های متفاوتی دارند که به مسافت‌های متفاوتی که باید تا تداخل سازنده حرکت کنند، تبدیل می‌شود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

He or she will instead point out, constructively and tactfully, exactly how their inflated sense of deservingness is somewhat distorted.

او به جای آن، به طور سازنده و با احتیاط، دقیقاً نشان می‌دهد که چگونه احساس برتری آنها تا حدودی تحریف شده است.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

And just like in an opal, light is bent, waves combine constructively or destructively, and different flashes of color appear.

و درست مانند یک عتیقه، نور خم می‌شود، امواج به طور سازنده یا مخرب ترکیب می‌شوند و چشمک‌های مختلف رنگ ظاهر می‌شوند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Will you involve yourself actively and constructively in the world?

آیا به طور فعال و سازنده در امور جهان دخالت خواهید کرد؟

منبع: 2022 Nobel Prize Winner Interview Transcript

We have been engaged constructively in what we felt was constructive dialogue last week, even as it was indirect in Vienna.

ما هفته گذشته به طور سازنده در گفتگوی سازنده ای که احساس می‌کردیم سازنده است، مشارکت داشته‌ایم، حتی اگر در وین غیرمستقیم بود.

منبع: BBC Listening Collection April 2021

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید