heminges

[ایالات متحده]/hɛˈmɪŋz/
[بریتانیا]/hɛˈmɪŋz/

ترجمه

v. حالت شناسایی سوم شخص در زمان حال از همینگ (نام خاص)

عبارات و ترکیب‌ها

heminges occur

هیمنگز رخ می دهند

heminges form

هیمنگز شکل می گیرند

severe heminges

هیمنگز شدید

heminges develop

هیمنگز توسعه می یابند

internal heminges

هیمنگز داخلی

heminges appear

هیمنگز ظهور می کنند

multiple heminges

چندین هیمنگز

heminges spread

هیمنگز پراکنده می شوند

brain heminges

هیمنگز مغز

heminges worsen

هیمنگز بدتر می شوند

جملات نمونه

john heminges was a respected member of the community.

جان همینگز یک عضو احترام‌بخش در جامعه بود.

the heminges family has lived here for generations.

خانواده همینگز در اینجا به مدت چند نسل زندگی می‌کنند.

mrs. heminges hosted the annual gathering last weekend.

خانم همینگز جمع‌آوری سالانه را هفته گذشته میزبانی کرد.

i spoke with heminges about the new project yesterday.

من دیروز با همینگز درباره پروژه جدید گفت‌وگو کردم.

the heminges children attend the local school.

فرزندان همینگز به مدرسه محلی می‌روند.

heminges contributed significantly to the research effort.

همینگز به تلاش تحقیقاتی به‌طور قابل توجهی کمک کرد.

we visited the heminges residence during our vacation.

ما در طول تعطیلاتمان به خانه همینگز بازدید کردیم.

the heminges company has been in business since 1920.

شرکت همینگز از سال 1920 فعالیت خود را آغاز کرده است.

heminges collaborated with several international experts.

همینگز با چندین متخصص بین‌المللی همکاری کرد.

the heminges estate includes extensive gardens and grounds.

میلک همینگز شامل باغ‌های گسترده و زمین‌های وسیعی است.

heminges maintained close ties with colleagues throughout his career.

همینگز در طول کاری خود روابط نزدیکی با همکاران حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید