hemlines

[ایالات متحده]/ˈhɛm.laɪnz/
[بریتانیا]/ˈhɛm.laɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه‌های پایینی لباس‌ها، به‌ویژه دامن‌ها یا لباس‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

high hemlines

گرم سینه

short hemlines

سینه کوتاه

long hemlines

سینه بلند

flared hemlines

سینه پفی

asymmetrical hemlines

سینه نامتقارن

layered hemlines

سینه لایه ای

curved hemlines

سینه منحنی

straight hemlines

سینه صاف

embroidered hemlines

سینه گلدوزی شده

decorative hemlines

سینه تزئینی

جملات نمونه

fashion trends often influence hemlines in dresses.

ترندهای مد اغلب طول لباس‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

she prefers shorter hemlines for summer outfits.

او ترجیح می‌دهد برای لباس‌های تابستانی، قد کوتاه‌تری انتخاب کند.

hemlines can vary greatly between different cultures.

قد لباس‌ها می‌تواند در فرهنگ‌های مختلف بسیار متفاوت باشد.

designers often experiment with asymmetrical hemlines.

طراحان اغلب با قد‌های نامتقارن آزمایش می‌کنند.

long hemlines are making a comeback in the fashion world.

قد بلند لباس‌ها در دنیای مد دوباره مد شده‌اند.

she adjusted the hemlines of her dress for a better fit.

او قد لباسش را برای اینکه بهتر جا بیفتد، تنظیم کرد.

many celebrities are known for their unique hemlines.

بسیاری از مشاهیر به خاطر قد لباس‌های خاصشان شناخته می‌شوند.

hemlines can affect the overall silhouette of an outfit.

قد لباس‌ها می‌توانند ظاهر کلی یک لباس را تحت تأثیر قرار دهند.

tailors often pay special attention to hemlines.

خیاطان اغلب به قد لباس‌ها توجه ویژه‌ای می‌کنند.

fashion weeks showcase innovative hemlines each season.

هفته‌های مد هر فصل، قد لباس‌های نوآورانه را به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید