waistlines

[ایالات متحده]/ˈweɪstlaɪnz/
[بریتانیا]/ˈweɪstlaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کمر؛ بخشی از لباس که دور کمر را می‌پوشاند

عبارات و ترکیب‌ها

slim waistlines

کمرهای باریک

defined waistlines

کمرهای مشخص

curvy waistlines

کمرهای منحنی

high waistlines

کمرهای بلند

low waistlines

کمرهای پایین

natural waistlines

کمرهای طبیعی

hourglass waistlines

کمرهای ساعت شنی

flattering waistlines

کمرهای خوش‌فرم

adjusted waistlines

کمرهای تنظیم شده

fashionable waistlines

کمرهای مد روز

جملات نمونه

many people are concerned about their waistlines during the holidays.

بسیاری از افراد در طول تعطیلات نگران سایز کمر خود هستند.

fashion trends often emphasize smaller waistlines.

ترندهای مد اغلب بر کمرهای کوچکتر تاکید دارند.

regular exercise can help maintain healthy waistlines.

ورزش منظم می‌تواند به حفظ سایز کمر سالم کمک کند.

she wore a dress that accentuated her waistlines beautifully.

او لباسی پوشید که به زیبایی بر کمرهایش تاکید داشت.

waistlines can vary significantly between different cultures.

سایز کمر می‌تواند به طور قابل توجهی بین فرهنگ‌های مختلف متفاوت باشد.

many diets claim to help reduce waistlines effectively.

بسیاری از رژیم‌ها ادعا می‌کنند که به طور موثر به کاهش سایز کمر کمک می‌کنند.

she took up yoga to improve her waistlines and flexibility.

او یوگا را برای بهبود سایز کمر و انعطاف پذیری خود شروع کرد.

waistlines are often highlighted in body positivity movements.

سایز کمر اغلب در جنبش‌های مثبت‌گرایی بدن برجسته می‌شود.

jeans with high waistlines are currently very popular.

شلوار جین با کمرهای بلند در حال حاضر بسیار محبوب هستند.

maintaining healthy waistlines is important for overall health.

حفظ سایز کمر سالم برای سلامتی کلی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید