hemstitched edges
لبههای دوزدهبرابر
hemstitched linens
پارچههای دوزدهبرابر
hemstitched tablecloth
زیرانداز دوزدهبرابر
hemstitched napkins
سینیهای دوزدهبرابر
hemstitched towels
حوله های دوزدهبرابر
hemstitched fabric
پارچه دوزدهبرابر
hemstitched borders
مرزهای دوزدهبرابر
hemstitched quilts
ملحفه های دوزدهبرابر
hemstitched curtains
پرده های دوزدهبرابر
hemstitched sheets
ملس های دوزدهبرابر
the hemstitched tablecloth added elegance to the dining room.
سفرهخانه با حاشیه دوزاده، ظاهری شیک به اتاق غذاخوری بخشید.
she chose a hemstitched pillowcase for her bedroom decor.
او یک روبالشتی با حاشیه دوزاده را برای دکوراسیون اتاق خواب خود انتخاب کرد.
the hemstitched napkins matched perfectly with the fine china.
ساعتهای با حاشیه دوزاده به خوبی با ظروف چینی زیبا مطابقت داشتند.
he admired the hemstitched details on the handmade quilt.
او جزئیات حاشیه دوزاده روی لحاف دستساز را تحسین کرد.
the hemstitched edges gave the fabric a refined look.
حاشیههای با حاشیه دوزاده به پارچه ظاهری شیک بخشیدند.
they gifted her a hemstitched handkerchief for her birthday.
آنها به عنوان هدیه تولد به او یک دستمال با حاشیه دوزاده دادند.
the hemstitched curtains added a touch of sophistication to the room.
پردههای با حاشیه دوزاده، ظاهری باوقار به اتاق بخشیدند.
her dress was beautifully hemstitched, showcasing the artisan's skill.
لباس او به زیبایی با حاشیه دوزاده دوخته شده بود و مهارت صنعتگر را نشان میداد.
he prefers hemstitched linens for their classic appearance.
او ترجیح میدهد از پارچههای با حاشیه دوزاده به دلیل ظاهر کلاسیک آنها استفاده کند.
the hemstitched edges of the fabric were meticulously crafted.
حاشیههای با حاشیه دوزاده پارچه به دقت طراحی شده بودند.
hemstitched edges
لبههای دوزدهبرابر
hemstitched linens
پارچههای دوزدهبرابر
hemstitched tablecloth
زیرانداز دوزدهبرابر
hemstitched napkins
سینیهای دوزدهبرابر
hemstitched towels
حوله های دوزدهبرابر
hemstitched fabric
پارچه دوزدهبرابر
hemstitched borders
مرزهای دوزدهبرابر
hemstitched quilts
ملحفه های دوزدهبرابر
hemstitched curtains
پرده های دوزدهبرابر
hemstitched sheets
ملس های دوزدهبرابر
the hemstitched tablecloth added elegance to the dining room.
سفرهخانه با حاشیه دوزاده، ظاهری شیک به اتاق غذاخوری بخشید.
she chose a hemstitched pillowcase for her bedroom decor.
او یک روبالشتی با حاشیه دوزاده را برای دکوراسیون اتاق خواب خود انتخاب کرد.
the hemstitched napkins matched perfectly with the fine china.
ساعتهای با حاشیه دوزاده به خوبی با ظروف چینی زیبا مطابقت داشتند.
he admired the hemstitched details on the handmade quilt.
او جزئیات حاشیه دوزاده روی لحاف دستساز را تحسین کرد.
the hemstitched edges gave the fabric a refined look.
حاشیههای با حاشیه دوزاده به پارچه ظاهری شیک بخشیدند.
they gifted her a hemstitched handkerchief for her birthday.
آنها به عنوان هدیه تولد به او یک دستمال با حاشیه دوزاده دادند.
the hemstitched curtains added a touch of sophistication to the room.
پردههای با حاشیه دوزاده، ظاهری باوقار به اتاق بخشیدند.
her dress was beautifully hemstitched, showcasing the artisan's skill.
لباس او به زیبایی با حاشیه دوزاده دوخته شده بود و مهارت صنعتگر را نشان میداد.
he prefers hemstitched linens for their classic appearance.
او ترجیح میدهد از پارچههای با حاشیه دوزاده به دلیل ظاهر کلاسیک آنها استفاده کند.
the hemstitched edges of the fabric were meticulously crafted.
حاشیههای با حاشیه دوزاده پارچه به دقت طراحی شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید