hemstitches

[ایالات متحده]/'hɛmˌstɪtʃɪz/
[بریتانیا]/'hɛmˌstɪtʃɪz/

ترجمه

n. بخیه‌های تزئینی که با کشیدن نخ‌ها درست می‌شوند؛ لبه تزئینی که توسط چنین بخیه‌زنی ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

hemstitches design

طراحی دوزندگی حاشیه

hemstitches technique

تکنیک دوزندگی حاشیه

hemstitches style

سبک دوزندگی حاشیه

hemstitches detail

جزئیات دوزندگی حاشیه

hemstitches effect

اثر دوزندگی حاشیه

hemstitches finish

پایان دوزندگی حاشیه

hemstitches pattern

الگوی دوزندگی حاشیه

hemstitches edge

لبه دوزندگی حاشیه

hemstitches fabric

پارچه دوزندگی حاشیه

hemstitches border

مرز دوزندگی حاشیه

جملات نمونه

she hemstitches the edges of the tablecloth for a decorative finish.

او حاشیه های رومیزی را برای ایجاد یک طرح تزئینی گلدوزی می کند.

he learned to hemstitch as part of his sewing class.

او یاد گرفت که به عنوان بخشی از کلاس خیاطی خود گلدوزی کند.

using hemstitches can add a unique touch to handmade garments.

استفاده از گلدوزی می تواند یک لمس منحصر به فرد به لباس های دست ساز اضافه کند.

the hemstitches on her dress were meticulously crafted.

گلدوزی روی لباس او با دقت زیادی انجام شده بود.

he admired the hemstitches on the vintage linens.

او به گلدوزی روی پارچه های قدیمی علاقه مند بود.

she prefers to hemstitch her quilts for added durability.

او ترجیح می دهد برای افزایش دوام، لحاف های خود را گلدوزی کند.

hemstitches can be used to create beautiful patterns on fabric.

می توان از گلدوزی برای ایجاد طرح های زیبا روی پارچه استفاده کرد.

he often incorporates hemstitches in his embroidery projects.

او اغلب از گلدوزی در پروژه های گلدوزی خود استفاده می کند.

the hemstitches added a delicate detail to the pillowcase.

گلدوزی یک جزئیات ظریف به رویه بالش اضافه کرد.

she taught her daughter how to hemstitch properly.

او به دخترش نحوه صحیح گلدوزی را آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید