stitching

[ایالات متحده]/'stɪtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از میخ U شکل برای محکم کردن یا دوختن قطعات پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

stitching machine

دستگاه بخیه

saddle stitching

دوخت زین

جملات نمونه

The nurse cleansed the wound before stitching it.

پرستار زخم را قبل از بخیه زدن تمیز کرد.

The nurse cleansed the wound for the injured before stitching it.

پرستار زخم مجروح را قبل از بخیه زدن تمیز کرد.

Solid Nightdress with button+emb/applieque+bow+sequins, picot stitching at sleeve hem.It is with placket.

لباس شب یک تکه با دکمه + گلدوزی/اپلیک + روبان + تکه طلا، گلدوزی پिकोت در حاشیه آستین. دارای زیپ.

Argiope has the typical circular vertical web, with some broad white zig-zag stitching forming a stabilimentum on which the spiders rests, head down.

Argiope دارای یک تارعنکوبوی عمودی معمولاً دایره‌ای است، با برخی از طرح‌های زیگزاگی سفید پهن که یک استابیلیمنتوم را تشکیل می‌دهد، جایی که عنکبوت‌ها سر به پایین استراحت می‌کنند.

WWL is responsible for all stitched soccer ball agreements, warranties, ongoing inspection of manufacturing facilities and stitching centers, and the testing of all stitched soccer balls.

WWL مسئولیت تمام توافقات مربوط به توپ های فوتبال دوخته شده، ضمانت ها، بازرسی مداوم از امکانات تولید و مراکز دوخت، و تست تمام توپ های فوتبال دوخته شده را بر عهده دارد.

She is skillful at stitching clothes.

او در دوختن لباس‌ها ماهر است.

The stitching on this bag is very neat.

دوخت این کیف بسیار مرتب است.

I need to practice my stitching technique.

من باید تکنیک دوخت خود را تمرین کنم.

The stitching on the quilt came loose.

دوخت روتختی شل شد.

She enjoys the process of stitching by hand.

او از فرآیند دوختن با دست لذت می‌برد.

The stitching on the leather jacket is coming apart.

دوخت ژاکت چرمی در حال از هم پاشیدگی است.

She learned the art of stitching from her grandmother.

او هنر دوختن را از مادربزرگش یاد گرفت.

The stitching on the hem of the dress is coming undone.

دوخت حاشیه لباس در حال باز شدن است.

The stitching on the pillowcase is starting to fray.

دوخت روبالشی شروع به پودری شدن کرده است.

He is meticulous when it comes to stitching leather goods.

وقتی صحبت از دوختن محصولات چرمی می‌شود، او بسیار دقیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید